آرامش

تو رفتی شهرِ دور امّا ، دلت بیچاره مهمونــه
من و غربت شدم همدم ، نگو قلبت نمی دونه
***
تو بردی قابِ عکسم رو ، مگه اون ارزشی داره
اگه مونده لبِ تاغچه ، که شاید گردشـی داره
***
فراموش کردی عشقِ من ، به تنهایی سفر کردی
نبودی در دلم انگار ، وجودم در به در کــردی
***
اگه آرامشت بودم ، چرا رفتی از این خونه
گناهم عاشقت هستم ، دلم از غصه داغونه
***
برو بی تو صدام کم شد ، چشام آهسته می باره
شبا در تاب بدبختی ، همه اعضام عزا داره
***
تو رویا و خیالِ من ، یه شمعِ دیدنی هستی
تو هر جا جای تو مونده ، یه رازِ روشنی هستی
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۱۲/۰۹/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

429
۴