« دل ابری »

عزیزم ، رفتی ، پشت سر گذاشتی
منو با این دل دیوونۀ تو
عزیزم رفتی و با من نذاشتی
به جز یاد تو و بهونۀ تو

تو رفتی ، چشم من مونده به راهه
هنوزم منتظر ، که برمی گردی
نمونده در دلم ، صبر و قراری
نمونده بر لبم ، جز آه سردی

هنوزم ، هر سحر ، می گسترم بستر
میون یاد خورشید تن تو
می گیرم زانوی غم ، تا سحر ، در بَر
به جای اون تن یاسمن تو

هنوزم گرمیِ یاد نفس هات
می زنه آتشی ، در سینۀ من
هنوز از یاد اون مستی چشمات
می شه پُر ، جام من ، پیمونۀ من

بیا که بی توام ، اسیر افسون
دلم ابری ، چشام ستاره بارون
بیا که بی تو در دریای غم ها
دلم شکسته و نشسته در خون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: