تعظیم

با این که هرروزم شبیه هم
با این که خوشبختی ازم دوره
برگشتم از دیروزِ تکراری
برگشتم از دیروزِ دل شوره
برگشتم از شب مرگیِ کابوس
تا خواب شیرین یه رویاشم
تو این سکوت سرد بی اواز
اوج غرور یه صدا باشم
می خونم از بغضی که چندساله
لبخنده رو لب هام و دزدیده
میخونم و امروزو خوشحالم
میخونم و فردارو کی دیده؟!
این و همیشه با خودم میگم
با این که دنیا وحشیِ پسته
وقتی که پروازو بلدباشی
فرقی نداره کوچه بن بسته
رو به هجوم سختیِ دنیا
افتادن و تعظیم کارم نیست
با این که ریشه هام و سوزونده
پا میشم و تسلیم کارم نیست
با این که هرروزم شبیه هم
با این که خوشبختی ازم دوره
برگشتم از دیروزِ تکراری
برگشتم از دیروزِ دل شوره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: