حرفِ دل

برای آخرین بار
حرفِ دلو گوش کن
خواستی برو از اینجا
منم فراموش کن

روزی رو یادت بیار
که دستامو گرفتی
نگات تُو چشم من بود
وقتی از عشق میگفتی

میگفتی که میمونم
تا آخرش باهاتم
کنارِ تو می میرم
هر جایی پا به پاتم

از پیش تو نمیرم
حتی به یک بهانه
تُو لحظه هات میمونم
از من بگی ترانه

هرجای این زندگیم
باید فقط تو باشی
هر روز بشی آرزوم
عاشقه لحظه هام شی

چی شد پس اون آرزوت
چرا جداییم از هم
میگی که قسمت این بود
نشد بشم یه مرهم

عشقت چه بی وفا بود
منو شکستی ساده
رَد شدی از دلِ من
رفتی به یک اشاره

حرفات همش قصه بود
برای سادگی هام
باور من تو بودی
واژه ِ عاشقی هام

باشه گلم تو میری
تا عشق بشه گناهم
تنهایی سر کنم باز
مهمون اشک و آهم

تقدیر من همینه
مَردی که زندونیه
تُــو عاشقی اسیره
بازم یه قربونیه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: