من این عشقو با خواهشم ساختم

نِمی خوام که با رَفتَنِت مَرد شَم
نِمی خوام یه تنهایِ شَب گَرد شَم
هَنوزم بَرام , سخته باوَر کُنَم
چه راحت میشه از چِشات طَرد شَم
دیگه راهی غیر از تَحَمُل نَموند
واسه وقتی که , دَردا یِک کوه شه
تو آخر نَموندی , تماشا کُنی
چقدر سَخته یِک مَرد , بی روح شه
چه چیزِ زیادی , اَزت خواستَم
همینکه بمونی , مَگه سَخت بود؟
دلیلِ سفر کردنت اینه که
خیالِ تو از بودَنَم , تَخت بود
می گُفتَن نَبایَد بِگی عاشقی
می گُفتَن نَبایَد که خواهِش کُنی
می گُفتَن بِبین , بازیِ سَختیه
نِمی تونی با عِشق , سازِش کُنی
ولی ساده بودَم , بِهِت باختَم
مَن این عِشقو با خواهِشَم ساختَم
بَهایِ اُمیدم , به این , سازِشو
با دُنیایِ بی عِشق , پَرداختَم
(کیوان اخوان حریری)
——————————-
دوستان و همکاران عزیزم مصرع اول این ترانه با یکی از مصرع های ترانه ی قبلیم به اسم ( نمیخوام که با رفتنت مرد شم ) شروع میشه به این دلیل که دوست و همکار خوبم خانم گلناز گلزاری که بیشتر شما عزیزان ایشون را با آهنگ های خانم باران ( بیا دوری کنیم از هم و زیادی ) میشناسید از بنده درخواست کردند که ترانه ی دیگری با همین مصرع شروع کنم که از نظر مفهوم و محتوی و نوع روایت با ترانه ی قبلی متفاوت باشد و بنده به علت احترام بسیار زیادی که برای ایشون قائل هستم ترانه ی جدیدی به اسم ( من این عشقو با خواهشم ساختم ) نوشتم امیدوارم این ترانه مورد پسند شما عزیزان هم قرار بگیره .
با تشکر کیوان اخوان حریری

از این نویسنده بیشتر بخوانید: