تُو نبودت خلوت من

رنگ ِ‌ شب رنگ ِ نبودن
واس‍‍‍‍‍ه من زخمه زبونه
هرکجا خاطره داری
همه جا از تـو نشونه

تُو نبودت خلوت من
غصه دار ِ سایه ها شد
پَر گـرفت از نگاهت
رو به آسمون رها شد

غربت ِ این خونه بی تو
داره جونمو می گیره
این روزا بدجوری تنهام
بی تو لحظه هام می میره

می دونم برنمی گردی
منه ساده اما ساده َم
تنهایی به من نساخته
ای خدا برس به دادَم

زندگی چه بی وفا بود
سرنوشت با من چه ها کرد
این همه تنهایی مو دید
باز تو رو از من جدا کرد

شاید این بازیه دنیاست
من که باختم به زمونه
از خودم چیزی نمونده
این یه جِسم ِ نیمه جونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: