یک بغض و یک خنده

من به تو یک بغض و یک خنده بدهکارم

گِله کن تمامِ درداتُ خریدارم

سرد و ساکت بودم اون روزی که میرفتی

داغ شد قلبم، یه عُمره بی تو تَبدارم

یک فرشته بودی و چِشمامُ می بَستم

دیر شده حالا ولی بیدارِ بیدارم

من پشیمونم که بی تو زندگی کردم

از گذشته از خودم هر روز بیزارم

بودی و هرگز نگفتم بی تو میمیرم

من به چِشمای تو دلتنگی بدهکارم

روزی که گفتی میری قلبِ تو اینجا بود

من نَتونِستَم شِکسته هاشُ بَردارم

اِنقَدَر خوبی که مهرِ تو هنوز اینجاست

من میخوام جبران کنم تو میگی شک دارم

من به تو یک بغض و یک خنده بدهکارم

تو نگاهَم کُن به پات جونم رو میذارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: