حضورت می دونم تلافی می خواد

حضورت تلافی می خواد

زمین پاتو می بوسه هر شب بیا
از این انتظار آسمون خسته شد
من آشفته ام تو نجاتم بده
به جز تو به هر در زدم بسته شد

حضورت می دونم تلافی می خواد
توو این فاصله رد پایی بذار
بذار آسمون پر شه از دغدغه
واسه من تو قلبت یه جایی بذار

یه جمعه دوباره دلم تنگته
طلوع و غروبی که آشفته شم
تو نزدیکی من نفس می کشی
مگه می شه هر لحظه عاشق نشم

حضوری گوارا وجودی عزیز
جهان تار و پودش شده انتظار
تو معلومه هر لحظه دلواپسی
منو بیشتر از این تنها نذار

پوریا محمدی کیا

از این نویسنده بیشتر بخوانید: