کوچه

کوچه هارو زیر نور مهتاب
به یاد تو همش قدم می زنم

درد دارم با چشای بی خواب
تا اخرش اما دم نمی زنم

داغ بودم از حرارت تنت
بی هوا سرد شدم

خسته شدم تنها بعد رفتنت
نفهمیدم چجوری مرد شدم

دلتنگیام باهام بزرگ میشدن
تا ته خط بخاطرت وایسادم

حس میکنم تموم مردم شهر
پشت سرت دنبالتو اومدن

حالا که داری می رسی کنارم
بیا ببین چجوری زانو زدم

پرسیدم از هرکی رسید کجایی؟
بخاطرت به هر کسی رو زدم

فهمیدم این یه اشتباه محض بود
از اولش بیخودی بود تلاشم

خسته شدم از این همه بی کسی
نایی نمونده دیگه اخراشم

این روزا حالم بده
حسم ازت پر شده

خیابون از این قدمام
تنهایی دلخور شده

این روزا دست خودم نیس
هرجا میرم هواتو دارم

دست از این حس قشنگت
من هیچوقت بر نمی دارم

دنیای سوت و کورمو
باشی برعکس می کنی

حسی که بهت دارمو
بی عیب و نقص می کنی

وقتی که می بینم میای
وقتی دلم پر می زنه

نفسای خستمو
توسینه حبس می کنی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: