یک قطره اشک

"یک قطره اشک"

برو جار بزن که من باهات نمیخندم
من سرم بره پیش تو برنمیگردم

کور شدم من با عشق و این دل سنگت
کرشدم باصدات و با اون عشق لنگت

نفهمیدی منو، تا تنهایی بسوزم
توخواستی تَرَک دلو با غم بدوزم

منم توشعرام، ماه گرفته وتیره
دلم بس کن،نگو بازم میذاره میره

گریه شدم کنار این ناله ودرد
یک قطره اشک،گونه بوسیدو رد کرد

اندازه اشک من هم نبودی و رفتی
بدون هنوزم از یادم بیرون نرفتی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: