عشق مجازی

یه روزی با مهربونی اومدی گفتی میخوامت
تو با حرفای قشنگت منو انداختی توو دامت
بذر عشق ُ توی قلبم کاشتی و اما نموندی
رو دلِ من پا گذاشتی منو تا جنون رسوندی
مثل ِ یه گل شقایق، توو دلم روییدی اما
اینکه تو دوسم نداشتی!شد برام مثل معما
باورم نکردی اما منو انداختی توو بازی
من شدم سرگرمی تو،توشدی عشق مجازی
یادمه تا آخر ِ شب، مینشستم پای ِ حرفات
نمیدونستم دروغه اونهمه قول وقرارات
یه روزی اومد که دیدم دنبال بهونه هستی
تو نمیخواستی بمونی،گفتی محکوم به شکستی
گفتی دوس نداری که من،بمونم به پات بسوزم
گفتی بیماری وخسته ،عاشقم هستی هنوزم
تو نفهمیدی ولی من،گریه کردم واسه خوبیت
واسه اینکه تو بمونی ،واسه ی اون مهربونیت
تو نفهمیدی شبارو،چطوری به روز رسوندم
تو کدوم امامزاده،چه شمعایی رو سوزوندم
آخرش دیدی نمیشه،من یه عاشق دیوونه ام
گفتی که دروغه حرفات،دیگه پیشت نمیمونم
یادمه اون شب چطوری،دنیا رو سرم خراب شد
توی لحظه ای تموم ِ آرزوم نقش ِ برآ ب شد
تازه فهمیدم چی بودی،تو فقط عشق مجازی
واسه ی خوشگذرونی،منو انداختی تو بازی
رفتی اما رو دل ِ من ،مونده بازم رد پاهات
شبا آروم نمیذاره،منو اون طرز نگاهات

از این نویسنده بیشتر بخوانید: