قصه ی ما ..

توو دل شب ..توو دست روز .. قصه ی ما داغه هنوز ..
ببین که سبزی چشام ..بهارو میشناسه هنوز ..

بارونو میشناسه چشام ..از دل ِ دَردای ِ کبود ..
قصه ی دلتنگی میگه ..یکی بودو یک کی نبود ..!

یکی بود انگار همه بود ..قدّ ِ همه بودونبود ..
توو لحظه ها ..بامنو با ..شُکر ِ خدا نشسته بود..!

همه چی انگار که یه خواب ..پُر ِ هوای ِ خلسه بود ..
از پرسه ی فرشته ها ..زمین توو نور نشسه(ت )ه بود ..

انگار درای ِ قفسام به دست اون شکسته بود ..
با دست ِ حرفاش وا میشد ..قفل لبی که بسته بود ..

سکوت و دلمردگی و دلتنگی ..معنایی نداشت ..
آخه چشاش ..آخه نگاش ..واسه ی غم جا نمیذاشت ..

قصه ی ماه مهربون .. قصه ی عشق و دل و جون ..
قصه ی خنده های ناب ..که جا می مونه توو کتاب ..!

یه روز کلاغه پر کشید .. آخر ِ قصه مون رسید ..
تقدیرم انگار که ندید ..مرگ جلومون قد میکشید ..

بالا میرفتی ..ماس (ت )بود ..
هرچی میددی راس (ت )بود ..

پایین تو دست حادثه .. دلا به التماس بود..
باور نمیشد کرد ..ولی ..
دلتگ ِ اون روزام ..ولی ..
تقدیر ما عوض میشد ..
هرچی خدا میخواس (ت) بود..!

1112
۵۲

  • خانم ربانی واقعا زیبا بود بهتون خسته نباشید میگم یک ترانه ی روایی متفاوت البته من و یاد یکی از ترانه های استاد قمیشی انداخت واقعا لذت بردم البته جسارتا یک نکته به نظر رسید در قسمت : همه چی انگار که یه خواب , یه کم ریتمش سخت بود البته ایراد نداشت و سکته به وجود میاره من یکم فکر کردم گفتم میشه اینجور هم نوشت : انگاری قصمون یه خواب , هم رونه هم یه حالت داستانی تر که مد نظرتون هست به ترانه میده البته این نظر من بود خدایی نکرده جسارت نشه امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشید @};- @};-
    • سلام جناب حریری گرامی افتخار دادید ممنونم از محبت و حضورتون .. در مورد پیشنهادتون .. بسیار هم مقبول .. بله ..صددرصد درست میفرمایید ..بسیار بهتر میشه و رونتر .. به دیده ی منّت هم پذیراییم .. ممنون بابت محبت ولطف و صد البته نظرتون قربان ..توفیق روز افزون . @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم ربانی خوبید بزرگوار؟ خیلی ترانه قشنگ وزیبایی بود... بارونو میشناسه چشام ..از دل ِ دَردای ِ کبود .. قصه ی دلتنگی میگه ..یکی بودو یک کی نبود ..! یکی بود انگار همه بود ..قدّ ِ همه بودونبود .. توو لحظه ها ..بامنو با ..شُکر ِ خدا نشسته بود..! =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- لایک عزیز
    • سلام از بنده است ..جناب غمخوار گرامی ..ممنونم از محبتتون به لطف خدا خوبم ..امیدوارم شما هم خوب و سلامت باشید ..خوشحالم کردید با حضورتون قربان و اینکه ترانه هم مورد پسند بوده باعث خرسندی ست .. شاد و موفق باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • بارونو میشناسه چشام ..از دل ِ دَردای ِ کبود .. قصه ی دلتنگی میگه ..یکی بودو یک کی نبود ..! جانم.. =(( خیلی زیبا بود @};- =D> @};- ..مثل همیشه دیگه.. :-) :-x
  • @};- @};- @};- @};-
  • :-) @};- =D>
  • سلام آزاده بانوی مهـــربون و خوش خبر :-x :-x :-x :-x انشاءالله هیچ وقت بهار دلتون به خزان نشینه و تقدیرتون جزبه راه عافیت و عاقبت بخیری تغییر مسیرنده. 8-> 8-> ممنونم که همچنان مهربان و موقر درکنارمون هستید. :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((هـــرآنــــچه نامــــش خوشـــبخــــتی است نصیـــبتان))
    • سلام از ماست محبوبه سادات خانوم ..بلکمم رئیس جمهور ایالات متحده /جماهیر متحده ترانه .. خوش آمدید .. اول بگو یواشکی البته ..در گوشی بلدی که !!! بگو ببینم چه کردی ..معاون اول مرا اعلام میکنی ..یا همینطوری تشریف آوردی ..چون برخوردا فرق میکند .. از مایی یا بر مایی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بریم اتحادرا دوچندان کنیم ..یا بزنیم کاسه بلکمم کوزه ها را شکسته .. دق دلمان را در آوریم ؟؟؟؟؟؟؟؟ اینقد تقدیر تقدیر هم نکن ما گمراه بلکمم منحرف از مسیر ویژه ی خدمتگزاری نمیشویم ..اصلن و اساسا" خدمتگزاری نکنیم اموراتمان نمیگذرد .. نمیدانم چرا اینقدر جان فدا بدنیا آمده ایم .. ! بله تقدیر تقدیر نکن ..مقدرات ما بلکمم اتحاد جماهیر ترانه ..دستت افتاده .. منتظر اعلام و اعلان شایستگیمون برای احراز صلاحیت گرفتن پست ها نشسته ..فعلا کار ناشایست نمیکنیم .. قید را فهمیدی که قید تعلیق است ..(فعلا") تا ببیمیم چه میکنی ..تا دریابیم چه کنیم . شوخی تمام .. جدا" سلام .. بسیار خوشحالم از جمع دوباره مون ..از محبت شما @};- :-x .. و از شروع مجدد فعالیت این سایت ضمن تشکر ویژه از مدیریت محترم ..شاکرم به درگاه خدا . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • بسیار زیبا بود خانم ربانی @};- @};- @};- @};-
  • این ترانتون هم مثل بقیه ترانه هاتون زیبا بود
  • با عرض سلام و درود بارونو میشناسه چشام ..از دل ِ دَردای ِ کبود .. قصه ی دلتنگی میگه ..یکی بودو یک کی نبود ..! یکی بود انگار همه بود ..قدّ ِ همه بودونبود .. توو لحظه ها ..بامنو با ..شُکر ِ خدا نشسته بود..! کار زیبایی بود لایک @};- @};- @};-
  • لایککککککککک . باز هم زیبا دست مریزاد @};-
  • سلام بانو ربانی ترانه تون مثل همیشه زیبا وجذاب بود @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- انشاالله این شاگرد خودتونو بایت تاخیرش ببخشید. البته با اجازتون میخوام یه فراخوان بدم تو صفحه تون چون میدونم بیشتر دوستان از صفحه تون بازدید میکنن با توجه به نزدیک شدن زمان امتحانات امیدوارم دوستانی که به من لطف دارن برام دعا کنن تا حداقل زحمات شما هدر نره ومن بتونم از پس امتحاناتم بر بیام وجلوی شما روسفید باشم مرسی
    • سلام از ماست .لطف دارید مثل همیشه .. اول اومدم سراغ کامنت شما دلیلشم که میدونید قربان ؟؟؟؟؟؟؟؟ دلیلش بیست و نهم آذره .. روز عبور حضرتعالی از پل صراط .. من که دعا میکنم که به صحت و سلامت و با بهترین نتیجه از این مرحله هم عبور کنید .. دیگه همین . صد البته که موفق خواهید شد . بزودی ورودتون رو به جرگه ی ادبیاتی ها تبریک خواهیم گفت . بعد حالا شما یید که با سایر دوستان همصدا شده برای بنده دعا بفرمایید که ماهم قرار است از پل صراط بگذریم . در هر صورت بنده شاهد تلاش و انگیزه تون و البته که همتتون بوده ام ..(یک کمم نا امیدی تون که فاکتور میگیرم ) همین روسفیدی شما ست در هر صورت و با هر نتیجه . به امید خبرهای خوش . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-)
  • لاییییک میکنم از نوع خودم =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};-
  • عاااااااااااااااااالي @};- @};- @};- واقعا خوندن كاراتون لذت بخشه آزاده جان @};- @};- @};-
  • سلام.. ممنونم جناب شیخی از لطفی که به بنده دارید ..بسیار سپاسگزارم .. هرچه بوده لطف و محبت و ظرفیت بالای جناب آقای مصطفوی بوده در پذیرش مجدد زحمات و ارائه ی همچنان گرم مهر و لطفشون بر سر همه ی ما .. بنده کاری جدّا" نکردم .. فقط آنچه را من خواستم ..خدا خواست . عرض شود که یک کلمه در این قصه ی ما جا افتاده بود ..در وبلاگمم این ترانه البته هست اونجا یک کم فرق داره با این ویرایشی که شما ملاحظه کردید ..ولی متاسفانه یک کلمه را جا انداخته بودم که الان براتون درستش را مینویسم : یکی بود انگار همه بود .. قدّ ِ همه بودو نبود.. مثه یه تندیس ِ دعا .. توو لحظه ها .. با من و با شکر ِ خدا نشسته بود.. " مثه یه تندیس دعا " عبارت جا افتاده است .. (سر جایش نشوندیم حالا .. ههههههه حساب کار دستش بیاید ..!) اون قسمت سوال جناب شریفی عزیز رو هم همینجا پاسخ میدهم ..در مصرف فضا صرفه جویی بشود! والّا عرض شود این قسمت یک قسمت تاکیدی و تعریفی ست برای معرفی و موکد نمودن فضا ی قصه .. که یک فضای رویایی و توهم بار است یک فضای آرمانی ست ..میگوید داستان ما و قصه مون از نوع مواردی ست که بنظر می آید که در عالم واقع جای تحقق ندارد .. و از آن دست فضاهاییست که هرچقدر بخواهی آن را از قصه بیرون بیاوری و تحقق ببخشی باز قادر نیستی و در کتابها میماند این فضا ..در کتابها جا میماند ..جا خوش کرده است ..اینکه ماه مهربان باشد (معشوق و ماه آسمان ..هر دو را میتونید در نظر بگیرید) قصه ی عشق قصه دل قصه ی جون و قصه ی خنده های غیر تصنعی /خنده های ناب = خوشحالی واقعی خرسندی ..اینها در کتاب جا خوش کرده در کتاب قصه .. ! همین که همین که همین . @};-
  • سلام خانم ربانی بله...باید شکر گذار بود، هم از جناب مصطفوی عزیز و هم از شما که از هیچ تلاشی دریغ نکردین... @};- @};- @};- ترانه ی زیباتون رو خوندم و لذت بردم...لایک تقدیمتان @};- @};- @};-
  • سلام خانوم ربانی خدا رو شکر که بازم هممون کنار هم جمعیم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام دوست عزیز! ترانه ی خوبی بود خصوصا بخش هایی از اون بدون اغراق بسیار زیبا و دلنشین بوده: توو دل شب ..توو دست روز .. قصه ی ما داغه هنوز .. ببین که سبزی چشام ..بهارو میشناسه هنوز .. یکی بود انگار همه بود ..قدّ ِ همه بودونبود از پرسه ی فرشته ها ..زمین توو نور نشسه(ت )ه بود .. بالا میرفتی ..ماس (ت )بود .. هرچی میددی راس (ت )بود .. پایین تو دست حادثه .. دلا به التماس بود.. و همچنین پایانبندی زیبایی که ترانه ی تاثیرگذاری رو رقم زده موفق باشید!
  • درود نازنين @};- فوق العاده زيبا بود .. لايك تقديمتان آزاده جانم .. باآرزوي بهترين ها @};- @};- @};-
  • یه روز کلاغه پر کشید .. آخر ِ قصه مون رسید .. تقدیرم انگار که ندید ..مرگ جلومون قد میکشید .. بالا میرفتی ..ماس (ت )بود .. هرچی میددی راس (ت )بود .. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> سلام خانوم ربانی واقعا زیبا بود ترانتون از واژه هاتون لذت بردم چقدر خوب کنار هم چیده شده بود @};- لذت بردم @};-
  • درود بانوی عزیز و مهربون :-x :-x :-x :-x :-x بسیار زیبا بود... =D> =D> =D> =D> با تشکر فراوان بابت پیگیریهاتون بابت ادامه ی بقای سایت دوستتون دارم هوارتا @};- @};- @};- لایک تقدیمتون @};- @};- @};- @};-
    • سلام و درود از ما به حضور شما پیشکش شد .. خانوم ممنون بنده کاری نکردم ..نشنیده اید که میگویند : در حضرت کریم تمنّا چه حاجت است .. ما مصمم و پر اراده و دردمند ..همینطور حاضر میشدیم ..که حرفها را یک کاسه کنیم .. دست آخر حضور جناب مصطفوی عالیقدر .. خدمت برسیم و الحاح و اصرار والتماس خود را عرضه بداریم ..ایشون بیش از آن بزرگ و بزرگوار بودند ..که در حضرت کریمشان .. تمنّا بپذیرند و تحمل نفرمودند بیش از این ناراحتی های جمع مشتاقان را .. دیدیم ..به عینه و به معاینه که ..با بزرگان کارها دشوار نیست . همین هرچه بوده لطف و کرم و بزرگی و نهایت انسانیت جناب مصطفوی بوده نه غیر از این . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام کار بسیار زیبایی بود...حساب خوانش ترانتون از دستم در رفته ها....لذت بردم... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام زیبا بود . بی تعارف میگم ، برام یه کلاس درس بود. @};- =D> لایک
  • سلام آزاده جانم، :-x ، @};- @};- ، افریییییین =D> =D> ، =D> لایک عزیزم، @};-
    • سلام از ماست دیانای عزیز ..ممنونم از محبت و از حضورت ..خوشحالم از این جمع دوباره مون .. موفق و شاد باشی همیشه . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • ترانه زیبایی بود یاد کودکی مارو انداختید =D> @};- فقط یه بند برام سوال برانگیز شد: قصه ی ماه مهربون .. قصه ی عشق و دل و جون .. قصه ی خنده های ناب ..که جا می مونه توو کتاب ..! 8->
    • سلام جناب شریفی عزیز ..ممنونم از حضور و لطف شما ..سوالتونم پاسخ دادم کمی پایینتر زیر کامنت جناب شیخی عزیز .. شاد و موفق باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام بانوي عطر سيب و گلاب و مهربوني...! اينجا بودم...احساستون رو خوندم و يك دنيا لذت بردم... :-x :-x :-x :-x :-x
  • درود خانم ربانی عزیز زیبا و با احساس مثل همیشه دلنشین @};- @};- @};-
    • سلام به همه ی همه ی دوستان صد سلام هم از همه ی همه ی دوستان تقدیم به مدیر محترم و بزرگوار سایت .. بسیار خوشحالیم بسیار خوشحال و شاکر از نعمت وجود پر برکت جناب آقای مصطفوی گلستانی بزرگوار و نازنین .. همه ی دوستانی که قرار بود تشریف بیارند دفتر برای مذاکره در حل مسئله ی مذکور ..حالا به رسم شکر گزاری دعوت میشوند ..ما شیرینی میدهیم ..بیایید به رسم شکرگزاری ..دور هم جمع شویم و ااین خوشوقتی و شانس دوباره را جشن بگیریم ..همین.
    • سلام و درود برشما قربان ممنونم از محبت و لطفتون .. خداراسپاس میگویم که باز همه در کنار یکدیگر زیر سایه ی لطف و بزرگواری جناب آقای مصطفوی گرامی هستیم .. شاد و سلامت و موفق باشید .
      • اینهم گلاتون فراموش کردم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-