باباهای قصه

سلام به همه.لطفا این ترانه رو با لحن کودکانه بخونید

بابا جون عزیز من همیشه مهربون بوده
مث(ل) باباهای قصه همیشه پهلوون بوده

یه چند وقت ولی الان که بابا مث(ل) قبلا نیست
برام قصه نمیخونه دیگه بابایی من نیست

دیگه من رو نمیبوسه شباکه میرسه خونه
همیشه بوی بد میده مامان خیلی دلش خونه

تو کوچه بچه ها میگن که بابای تو معتاده
بابا معتاد یعنی چی؟ چی به جون تو افتاده؟

بمیره دخترت بابا چرا از درد میپیچی؟
مامان میگه خماری تو نمیدونم که یعنی چی

ببین این درد تنهایی چقدر بیرحمو گستاخه
عروسک هامو سوزوندی با چی بازی کنم آخه؟

بابا افیون کیه آخه؟ که به دستاش اسیری تو
مامان بعد از نماز ظهر دعا میکرد بمیری تو

ولی من به خدا گفتم تورور واسم نگه داره
بمونه رو سرم سایت که چشمام بی تو میباره

خدا بابامو خوبش کن معلم گفته بیماره
مگه دختر بجز بابا توی دنیا کیو داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: