بین من و تو

درباره ی من چیرو میدونی
که هر نفس با من تو لجبازی
یک عمر هرشب آرزوم این بود
تنها نباشم توی این بازی

حال عجیبیو بهم میده
تنهایی بیرحم این خونه
تنهاییی که وقتی تو هستی
اصلا تو این خونه نمیمونه

سمت تو برگشتم ولی رفتی
حساسی روی این دل سادم
منی که عمری عشقو روحم رو
پای همه احساس تو دادم

هر وقت برگشتی دلم خون شد
منطق تو,تو عشق تسخیره
یک عکس از خودت گذاشتیو
یک عمر چشمم شد بهش خیره

تنهاتر از هر چی که تنها شد
هستمو هستیو نمیدونی
فکرتو باز افتاده رو فکرم
بدتر از اون چیزی که میدونی

سخته بگم با عشق خندیدم
آخه منو تو آخر راهیم
هر بار رفتیم عاشق هم شیم
هر بار از چشم هم افتادیم

اگه اشکالی داشت ببخشید فقط خواسم بی ترانه نباشم این هفته
این ترانه یه دفه اومد ,تو ده دقیقه نوشتم خوب نقد کنید اگه تونسین بهترشو بگینو تو کامنتاتون بذارین, مرسی از همه
خدا به همراتون

از این نویسنده بیشتر بخوانید: