خواهش دل

من که روزی به خواهش دلت

سرمست ودیوانه شدم

آمدم تا اوج غم هات

راهی میخونه شدم

آمدم تامرز عشق و

تنها و بی خونه شدم

 

بهترین خواهش دل را

با غمهات آلوده تر کن

درکنار بید مجنون

خواهش دل وتو پهن کن

بهترین حیله هات و

پرکن ازیاس وعقاقی

با من و دل همسفر کن

 می کشد مرا این راز

می کشد مرااین غم

که رفتم از دست اورا خبرکن

همچوخواهش دل خود

همسفر باما وفاکن

تارم شکسته

مث قلب شکستم

اوراخبرکن

من که روزی پر زدم

ازدلت بی جان ویاور

سرمست از فصل بهارو

درتوهستم شادو خرم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: