آغوش….

نه این آغوش واسه اون نیس

نذارنزدیکه توباشه

یه عمری واسه من بوده

نذارآروم تصاحب شه

خیال آغوش گرمت

من و راحت نمیذاره

تنت یک عمراحساسو

به آغوشم بدهکاره

نخواه باور کنم دیدم

که دستات توویه دستاشه

همون دستای نامردی

که روی گونه هام جاشه

داره دنیاشومیسازه

توقلبی که یه قبرتوشه

واسه من حکم یک خونه

واسه اون مثل آغوشه

خیال آغوش گرمت

من و راحت نمیذاره

تنت یک عمراحساسو

به آغوشم بدهکاره

از این نویسنده بیشتر بخوانید: