****زندون****

خوونه وقتی عشقتو کم داره
مثـّه زندون منو می ترسونه
دلم از پنجره ها می گیره
بین میله ها دلم زندونه

روی دیوارای نمدار ِ اتاق
اسمتو با گریه می پوشونم
بین دیوارای سنگی هر شب
روی تخت ِ بی کسم زندونم

هم اتاقی تو به چی مشغولی
تو که دردای منو می دونی
تو که محکوم ِ سیاچال شدی
تو که از روز ازل زندونی

من به چی فک کنم و عادت شه
غیر ِ تو عادت ِ من مشکوکه
تو فقط توو سر و قلبم موندی
تووی این خرابه ی متروکه

چی بگم وقتی قفس حوصله مو سر می بره
خواب ِ چشمای تو اینجا به نگاهم می پره
چی بگم وقتی که حتّی تو صدامو نداری
توی این گوشه ی سربسته هوامو نداری
تووی زندون دلم، عشقتو پنهون می کنم
منم اینجوری تو رو، راهی زندون می کنم

خونه وقتی عشقتو کم داره
فکر ِ تو راهیه میدون می شه
فکر ِ تو به داد من می رسه و
خوونه بهترین زندون می شه

ترانه سرا: آمنه نقدی پور

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

2267
۱۱۵

درباره‌ی آمنه نقدی پور

آمنه نقدی پور ساکن اصفهان کارشناس ادبیات ارشد سراینده کتابهای: "سایه ای به نام عشق" "معراج خون" "یک جفت پای دار" "بیدومجنون" "خفته ای برمزارعشق" "آرزوهای بی هدف" و چند اثر دیگر . لطفا برای سفارش ترانه و تماس با من به وبلاگم مراجعه کنید. لینک وبلاگم? amenehnaghdipour.blogfa.com