یک قرن احساس…

یک قرن بعد پایان این احساس
قصه ی ما دوباره اوج میگیره
نظامی اینبار ما رو مینویسه!
اسم تو جای اسم شیرینو میگیره

یک قرن بعد پایان این احساس
قصه ی ما رو دوباره میخونن
"سرنوشت راهشو ازم کج کرد"
اینو اون روزا همه میدونن

از بیخ و بن افسانه میشیم و
شیرین و فرهاد اون زمون ماییم
حالا کسی ما رو نمیشناسه
صد سال بعد ،ما حرف دنیاییم

مردم از احساس ما شعر مینوسین
تنها دلیل بقای عشق ،ما میشیم
صد سال بعد اینکه ما سفر کردیم
یک رمان زیبا و پرمحتوا میشیم

"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: