عصر یخبندون !!

پیادرو یخ بسته از دوریت
بیتو تموم کوچه ها لیزن
این دونه های برف انگاری
توی سرم خاطره میریزن

مثله یه ادم برفی بی روح
تنهایی دارم منجمد میشم
گفتی بری ، دنیا تموم میشه
دارم به حرفت معتقد میشم

گفتی بری قدرتو میفهمم
وقتی که سرما هم لهافم شه
میری که این فاصله ها شاید
باعث رفع اختلافم شه

حالا به حرفت میرسم وقتی
تختم مثه قطب جنوب سرده
بهمن راه افتاده توو خونه
تنهاییی تو مغزم رسوب کرده

تو عصر یخ بندونه این خونه
رویای من هر شب ترک خورده
دلتنگی خفتم کرده یه گوشه
دمارمو گریه در اورد ه

دستام یخ دارن خودم اما
توو حسرتت کوره اتیشم
تو عصر یخ بندونه این خونه
دور از تو دارم منقرض میشم

دارم به حرفت میرسم وقتی
ها میکنم توو مشتای خالیم
وقتی نگاهم خیره میمونه
به خاطراتت گرم پارسالیم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: