کاش نمی دیدم تورو

گفته بودم من یه روز می بینمت
دید م اما تو دلت عشقی نبود
پاتو بردار تا دلم رو بردارم
زیر پاهای تو شد این دل کبود
کاش نمی دیدم تورو تا این دلم
توی رویا هاش دوباره سر کنه
بی تفاوت از کنارم رد شدی
تا غرورت عشق ّ خاکستر کنه
تاب نیاورد این دلِ دیوونه ام
روز بعد بازم دوباره اومدم
واسه ی فهمیدن حرف ِ دلت
اومدم حرف از یه بیماری زدم
رولبات یه خنده بود و توو دلم
آب میشد غصه هم از سوز من
شاید هم فهمیده بودی عاشقم
خنده می کردی به حال وروز من
کاغذ شعری درآوردم برات
اسمتو توو شعر بردم بی هوا
توو چشات یخ بسته بود احساس من
من همونجا بود مّردم بی وفا
حالا چند روزه دارم طی می کنم
راه برگشت ّ از این رویای تو
من دارم میمیرم اینجا از غمت
خنده بازم مونده رو لبهای تو

از این نویسنده بیشتر بخوانید: