بابا کجاست عمه

عمه بگو بابا کجاست این پیکر بی سر کیه
چی رو رو نیزه میبرن این شیونو زاری چیه
بابامو میخوام عمه جان این سر چیه که اون بالاس
عمه دارم دق میکنم آخه بگو بابا کجاست
عمه ببین صورتمو رنگش چطور نیلی شده
جای نوازش گونه هام جایی واسه سیلی شده
چادر کشیدن از سرم گوشام ببین پاره شده
خونابه ی رو گوشمو واسم یه گوشواره شده
عمه داداش اصغر چی شد بی تابشه فکر و دلم
چطوری من راهو بیام با پاهای پر آبله م
رو دستامو عمه نگاه ببین چقد کبود شده
آتیش گرفته خیمه مون دارو ندارم دود شده
عمه میترسم از همه اینا چرا کل میکشن
با خنده هاشون عمه جان آتیش به این دل میکشن
بابامو میخوام عمه جان خیره نشو به نیزه ها
میلرزه دستام عمه آخ میخوام برم توو خیمه ها
دشمن سرو واسش اورد عمه گذاشت توو دومنش
عمه سر ِ بابامه این آخه بگو پس کو تنش ؟؟
جون داد کنار اون سرو هیچ کی واسش کاری نکرد
کربوبلا غرق شد به خون کوفی وفاداری نکرد

از این نویسنده بیشتر بخوانید: