چراغ خونه

پا گرفتی توو وجودم
بی دلیل و بی بهونه
سر زده قدم گذاشتی
به سکوت سرد خونه

عشق تو تنها دلیلِ
گفتن ترانه هام شد
دیگه اسم نازنینت
تا ابد ورد لبام شد

تو شدی چشم و چراغم
توی تاریکی شبهام
تو شدی مرهم برای
زخمای کهنه و دردام

تو شدی چراغ خونه
توو شبای بی ستاره
توو همون شبا که بارون
می خواست بی امون بباره

تو همون غریبه هستی
که تو قلبم پا گذاشتی
تک تک خاطره هاتو
تو وجودم جا گذاشتی

اما می ترسم یه روزی
بگی عشقمون تمومه
بگی یک عمر، زندگمو
پای تو دادم ، حرومه

بگی "مادر" دیگه پیره
دیگه از زندگی سیره
اما کاشکی که بدونی
تا ابد برات می میره

ترانه سرا : سمیرا اکبرزاده
تقدیم به پسر عزیزم …..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی