حافظ بیچاره!

یک اتفاق غیر معمولی
یک آسمون از من تو رو دور کرد
خواب تو رو دیدم ولی چپ بود
تعبیر خوابم ذوقمو کور کرد
رفتی و رنگ آسمون بعدت
واسم فقط یک آبی سادست
دریا برام یعنی فقط شوری
جمعه غروب،دلتنگی آمادست
فکرش رو میکردم بری بی تو
دنیا برام دلگیر و خاموشه
اما نمیدونستم اینجاشو
دنیای من بی تو سیاه پوشه
اون شب که حافظ توی فالم گفت
اون میره و تنهات میزاره
گفتم که این چیزا خرافاته
حرفش درست بود اون بیچاره
اینم از اون عشقی که شهرت داشت
از اون همه احساس خوشبختی
رفتی ولی کی باورش میشه
رفتی ولی…ای کاش نمیرفتی
بارون امشب نرم و نمناکه
عطری که می خواستی پراکندست
عطر عجیب خاک نم خورده
عطر یک عشق ساده و یکدست
"حمیدرضا زرگران پور"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: