غریبه

بدونِ تو دلم تنگِ ، درونش شد یه دنیا غــــم
چرا رفتی از این خونه ، دلم داغون شده کم کم
***
شبا در بندِ زندانم ، به یادت گریه ها کــــردم
متکا خیسه از اشکام ، سحر گاهم شل و سردم
***
غریبه خسته ام امشب ، چشام بیمارِ تنهایی
دلم در ریزشِ بارون ، خیالش عشق و رویایی
***
تمنّا می کنم برگرد ، دلم تشنه ی دیــــدارت
همش دوری همش غمگین ، تنم دفنِ تو آوارت
***
دلم تو آتیشت سرخِ ، کبابش تلخ و بــد مزه
خودت گورِ دلت کندی ، تو قبرستانِ پر خزه
***
بمون در غربت و پیری ، سفر با تو بـد آموزه
تو محرابِ دلت غرقی ، دلم واست نمی سوزه
***
جاسم ثعلبی (حسّانی) ۰۹/۰۸/۱۳۹۲

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

601
۱۷