بی تو…

نبودت مث طوفانی دلم رو زیر روکرده
پره روزمرگی.تکرار مث دنیای یه برده
شدم عین یه تقویمی که هر روزش ورق خورده
مث یه برگ پاییزی که زیر پای تومرده
شدم معتل واسه عشقی که یادش رفته من هستم
ولی من واسه برگشتش به صدجایی دخیل بستم
یه روزایی منو چشمام به آینش غبطه میخوردیم
ازاونروزا بدون اون فقط عمرو به سربردیم
به هر در میزنم راهه رسیدن سخت ترم میشه
تمام دلخوشیم دیدن عکس سفره کیشه
ومن منظومه شعرم داره میچرخه از اجبار
روی دلبستگی هامومدار ممتد تکرار./

از این نویسنده بیشتر بخوانید: