((خدانگهدار))

چیکار کنم دلت برام بسوزه
چیکار کنم کمی نگاهم کنی
فکر نمیکردم یروزی بیاد که
بری یه گوشه بی پناهم کنی

چیکار کنم دنیا باهام نساختو
دلم بهت آرزوهاشو باختو
خیال میکردم همونی که میخوام
ولی دلم تورو چه دیر شناختو

آرزوهای خوب خدانگهدار
مسافر غروب خدانگهدار
برو بفکر حال چشمام نباش
درو بهم بکوب خدانگهدار

نه از تو خواستم که برام بمیری
نه قصری از طلا برام بسازی
دلم میخواس شونه به شونه ی من
یه زندگی رو پابه پام بسازی

من نمیخوام یه عمری پشت شیشه
خیره به جاده باشمو ببارم
بری فقط خدا برام میمونه
خودش نمیذاره که کم بیارم

خیال دستای پر از بهارت
پای منو به این زمستون کشوند
مثل یه خواب خوبو شیرین که حیف
صدای در منو ازین خواب پروند

خاطره های خوب خدانگهدار
مسافر غروب خدانگهدار
برو بدون منتظرت نمیشم
درو بهم بکوب….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: