بن بست

 

از این عشق می ترسم و پریشونم

ازاین که دستاتو ,بی وقفه می گیرم

ازاین که احساسم, توهوات می چرخه

هرلحظه توچشمات,دنبال یه تصویرم

 

پنجره باز اتاقم روبروش یه دیواره

روزی رنگ بن بستوتوام می گیری

درثانیه گم می شم,آینده چه سرسخته

نمی دونم که می مونی,یاباثانیه می ری

 

روزی که نباشی تو,هرلحظه بی رنگم

من واین دل واپسیا دلشوره می گیریم

مثل گلی پرپربا ثانیه ها قهرم

انگارکه هزارباردرثانیه می میرم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: