شب بی تو

شب بی تو شب غربت شب اوج بیقراری
وقتی تنها میشه دستات روی موج غم سواری
عطره پیرهنی که مونده توی لحظه های سردم
یه پریشون یه غریبه من صدای خیس دردم
دل دریایی ندارم قایقم به گل نشسته
چینیه خاطره هامون توی تنهایی شکسته
تو به رفتن دل سپردی اما با پای پیاده
بین دستای منو تو فاصله خیلی زیاده
تکیه میکنم به بادو خلی میشم از بهونه
یه سرابی روبرومه توی غربت شبونه
توی خلوت غرورم قاب عکست روبرومه
توی این حس خیالی با تو بودن آرزومه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

681
۹