عادت

عادتم دادن که یادت نکنم
بی تو شب چشامو رو هم بزارم
وقتی که شب میشه تنها بمونم
قلبم و از تو سینه ام دربیارم
دیگه دلواپس چشمات نمیشم
وقتی که تو سینه قلبی ندارم
دیگه بارونی نمیشم تو بهار
وقتی دیگه تو چشام اشک ندارم
عادتم دادن ولی عادت نشد
هنوزم شبها تو آتیش میسوزم
آخه تا کی چشم براهت بمونم
به درایه بسته هی چشم بدوزم
باورش کن درد تنهایی میتونه
که یه مرد و به ته خط برسونه
بیخیال حال و آینده و فردا
تا ابد تویه گذشته ها بمونه
به هوای بودنت صبح و میبوسم
اما این خیال من دروغه محضه
رویه تخت خواب غصه ها میخوابم
که شاید تو خواب ببینمت یه لحظه
به دروغایه دلم خوشبین میشم
که یه روزی در خونه باز میشه
تو میای دوباره لبخند میزنم
تو میمونی پیش من تا به همیشه
در خونه تا ابد بسته میمونه
تا ابد با خنده و شادی غریبه ام
میدونم تو برنمیگردی به خونه
دل دیوونه بازم دادی فریبم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: