کلک قدیمی

یکی از دوستان با دیدن ترانه قبلی برای من نوشته بود از شما بعیده
بی خبر از اینکه یه ترانه سرا باید مثل یه بازیگر قهار باشه و هر حسی رو بتونه بنویسه
و ممکنه هر چیزی که مینویسه صرفا روحیات خودش و مسائل زندگی خودش نباشه
خواستم برای ایشون و دوستانی که مثل ایشون فکر میکنن گفته باشم و گرنه شما عزیزان که استاد بنده هستید

من خودم یه قصه ام
قصه میخوام واسه چی
قصه تم گیرم که من
گوش کنم آخه که چی
———————-
قصه هات تکراریه
از چشات میخونم
این کلک قدیمیه
دیگه خوب میدونم
———————–
نگو عاشقم شدی
ختم احساسم من
ریتمتو میشناسم
آخه رقاصم من
————————
اینجور نگام نکن
فکر نکن ترسیدم
پیش از این که تو بیای
با همه رقصیدم
————————-
بازیا با دل من
شد و هی باختم من
بس که بازیچه شدم
دلمو ساختم من
————————–
دیگه چشمک نزنو
ژست عاشقی نگیر
نگو چشمام تو رو هم
یه هویی کرده اسیر
—————————
حالا راستشو بگو
بدونم چن چندیم
خجالت نکش با هم
یه کمی میخندیم
————————–

از این نویسنده بیشتر بخوانید: