اضطراب

(هم ترانه های عزیزم تلخی این ترانه رو به بزرگواری خودتون ببخشید )

دلخوش نکن منوبه دلبستن
باتونمیشه مرد رفتن بود
بیگانه میشم با خودم هرروز
این عشق ازاول یه دشمن بود

من باختم وقتی که تو بردی
قانون این دلدادگی اینه
وقتی حریص خندهات میشم
چشمت منو هرگز نمیبینه

ای زخم کاری اضطراب محض
این روزها حالم دگرگونه
بغض و سکوت و بهت وجون کندن
خاکستری از من نمیمونه

سردم پرازکولاکم این روزا
آغوشم ازرویای توخالیست
من روبه پایان خودم میرم
حال منه بی تو چه بدحالیست

دلخوش نکن منو به دلبستن
تو ازهمه دنیام سرمیری
حجم خیالم خالیه خالی
تو وسعت رویامو میگیری

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • زیبا بود.موفق باشید @};-
  • سلام رحيم جان اصولا نظرات من رو ترانه ها بيشتر احساسيه تا فني! اونقدر درگير دلم مي شم كه از ديدن نكات غافل مي مونم! :-) اين كار هم همين طور بود و با غمش تا انتها همراه شدم فقط چيزي كه به چشمم اومد اين بيت بود : سردم پرازکولاکم این روزا آغوشم ازرویای توخالیست من روبه پایان خودم میرم حال منه بی تو چه بدحالیست خاليست و بدحاليست اصلا مناسب ترانه ي امروز نيست و بهتره يه جايگزين براشون بذاري كه خيلي تو ذوق مي زنن. موفق ببينمت. @};- @};- @};-
  • زیبا و پراحساس =D> =D> لایک تقدیمتون @};- @};- @};-
  • سلام احساس خوب و فحوای کلامی زیبایی داشت ولی از زبون ترانه دور بود استفاده از کلماتی مثل ..ای ،حالسیت ،خالیست ..ترانه رو از محاوره در میاره ..حس خوبتون رو دوست داشتم @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • " من يه خَرَم " من يه خَرَم كه بي دُم و يالم بي منطق و ساده،توي رويا بي صاحبمو خَري ولگردم همه سوارم ميشن تو دنيا يه بي مقصدمو يه بي خورجين كسي برام ياسين نميخونه همه از خَرِ اهلي ميترسن هيچكس حال منو نميدونه بويي نبردم از انسانيت ديگه بيزار ازاين آزادي ام من ميرم به شهر ازاين روستا ديگه خسته از اين آبادي ام شايد تو شهر،غذا پيدا شه يه عمرِ غذاي من اسپنده ميرم به كشتارگاه تا بفهمن كه گوشتم مثه گوشته گوسفنده ترانه سرا : علی گودرزی --------------------------------------------- ارسال کردم اما تایید نشد... شما نظر رو لطفا ، خواهشا با پیام بگین بهم.... تورو خدا.... ;)) @};-
  • جابجائی احساسات سطحی عمق بخشی به تمایلات قلبی وزن دهی به واژه ها میتونه اغوش رویاتو پر کنه!
    • بی گمان بانو ربانی به لحاظ لطفی که از جایگاه استادی به این بنده ی حقیر داشته ودارند همواره بنده رو به عنوان شاگرد مورد توجه وتفقد خویش قرار داده اند ومیدهند باز پای به این صفحه خواهند گذاشت وآنچه ثواب است وصلاح خواهند گفت.اما آنچه از این مقوله به من باز میگردد واجب دیدم به همه دوستان عزیز اندکی عرض کنم نقد هنری است ناب وبی غرض که اگر یک سویه وخرابکارانه نباشد بسیار مفید فایده خواهد انتقاد دوستی میاورد تعالی میاورد واز اشتباه مدام باز میدارد وچهارچوبی دارد وآدابی حال باید دید شخص نقد کننده ونقد شونده چگونه اندواین چه نقدی است نه از نقد بیزاریم نه هراسناک اگر ترانه ای در این آکادمی قرار میگیرد صرفا جهت دریافت همین انتقاد هاست وجز این نیست نیت وخواست تک تک اهالی این آکادمی.این آکادمی جای نقد است اما نقد نیست اینکه من فلان دوست را نسبت به تعصب بزرگنمایی تجاهل فرافکنی پاشیدگی شخصیتی وعقده های درونی بدهم در کجا نقد ادبی من مجاز به نسبت دادن منویات خویش به شخصی هستم؟؟؟؟ترانه نقد میشود با چهارچوب خاص یاباید افرادرا نقد کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
  • سلام .. جناب آقای گرمسیری .. ترانه ی قوی و پر احساس و زیبایی بود .. فوق العاده هم زیبا بود ..اما مراقب نبودید و گویا یادتون نبود اون مانیفست رو امضا کردید و در عین حال یادتونم نبود که گفتم شما جزو نفراتی هستید که با یک بار خطا عضویتتون لغو میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این کار زیبا ..به زیبایی کار دستتون داد .. عضویت کلوپ را از دست دادید..!!!در عوض یک لایک از بنده گرفتید .. خب ما که جدّیت مون رو به حضرتعالی ثابت کردیم .. شما چند ترانه در چارچوب آن مرامنامه بگویید ..پارتی بازی هم بلدیم .. شاید .. شما رو دوباره عضو کنیم ..! شاید.!البته ما شایدمون را که میکاریم در می آید ها ..دستمون سبز است. اینهم گلها تون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- اینم شرمندگیتون بابت عدم رعایت تعهدتون :"> اینهم ما ییم که داریم فکر میکنیم که در نهایت چه تصمیمی در باره تان بگیریم .. :-?
    • بزرگنمائی و نظر تعصب امیز باعث هذیان گویی وپسرفت افراد عضو میشه لطفا" در نظردهی صادق باشید و الکی همدیگر را تحویل نگیرین ! شما که ادبیاتی هستین چرا!!!
      • خیر ..نه بزرگنمایی ست نه الکی تحویل گرفتن است ..ترانه شون بسیار زیبا بود اگرچه علیرغم میل و پسند بنده کمی محتوای نا امیدانه داشت.. بنده با خودم نه رودرواسی دارم ونه تعارف ..گذشته از اینکه ترانه های جناب گرمسیری در سطحی از کفایت و شایستگی هستند که وام از تملق گویی احدی نگیرند .. شاید به سلیقه و پسند بنده ایرادی وارد باشد ..شاید ما اون خفاشه هستیم در کنار شما آدمیزادگان ..شما راستش رو میبینید ..ما وارونه ش را ..اما اونچه رو که میبینیم گزارش میدهیم به دلیل همین ادبیاتی بودنمان با دلمان صادقیم و از زبانمان هم بهره برداری متملقانه نمیکنیم..! اما در عین حال به فرد ثالث حق میدهیم چون در ذهن و زبان ما که نیست .. هر برداشتی از رفتارمان بکند .. اگرچه اون برداشت از زاویه دید ما به دقت و صحت نباشد .. دِین َ ش از گردن ما ساقط است .. پای خود اوست ..من در عمرم تا اینجا که خدمت شما هستم سعی َم بر صداقت بوده است .. نه فقط در نظر دهی ..! ولی ناگفته نماند ..من در ترانه دنبال سلیقه ی خودم میگردم ..هر جا ببینم ..اونچه را که بدنبالشم ..تصدیق میکنم ..نظر بنده تنها یک سلیقه ی شخصی ست .. و قدرت بزرگ کردن کسی را اگر میداشتم به قطع و یقین بدانید و شک نکنید..اولین نفر ِشایسته برای رهایی از دام کوچکی که بیاد می آوردم خودم بودم ..پس خودم را بزرگ میکردم ..از همینجا که اینقدر کوچک به نظر می آییم که احتمال تعصب و بزرگنمایی بر ما میرود ..بدانید که قدرت بزرگ کردن کسی در ما نیست.. اگر شما لازم میدانید بابت سلیقه ام مِن یَعد در عین پسند یک اثر .. خدای ناکرده زبانم لال .. خفقان گرفته ..حسرت کشان هیچ نگوییم ..برویم .. ببینیم چه میشود اگر قدرتش را گمان کنیم داریم ..امتحان میکنیم .. شاید هم بتوانیم !!! اما جناب آقای رئیسی عزیز .. به خدا ..به پیر ..به پیغمبر ..ما این کار را که خواندیم .. لذت بردیم و پسندیدیم .. خوشمان آمد ..بعد از آن بود که دهانمان باز شد و تعریف کردیم ..! ما هم آدمیم .. از این دلها که همه دارند ..شما دارید .. ما نیز داریم .. دلخواه شما با دلخواه ما فرق کند که ما متملق و متعصب نمیشویم ..میشویم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
      • ولی به رغم تمجید هیجانی شما اثری از ارایه ادبی به گزینی واژه ها نفوذ معنائی کلام ندیدم حتی در حد مبتدی نبود! @};- @};- @};-
      • اگر به فرمایشات خودتونم واقف و معتقدید که حتما" اینجوره .. در بحث روانشناسی مبحثی داریم به نام "انگیزش و هیجان " ابتدا انگیزه ای هست که متعاقب آن انسان دچار غم/شادی/نفرت / کشش و محبت و... که از تبار هیجان است میشود .پس تصمیم نگرفتیم بیام در این صفحه از آقای ایکس تعریف و تمجید کنیم .. بدهی یی داشته باشیم بپردازیم سپس برویم ..بعد جناب محترمی بیاید رفتار مارا تحلیل کرده تشخیص بدهدگزافه یا چرند گفتیم. البته هر کس میتواند سخنان ما را چرند تلقی کند .. اما زبان کودک دل ماست ..برای خودمان جدّی و به دور از شائبه ی ملاحظات تاکتیکی برای ابراز رفتاری خاص بوده است .. شما کامنتهای دیگران رو هم ملاحظه بفرمایید متوجه میشوید با درجاتی شدّت و ضعف .. این ترانه در چه موقعیتی قرار داشته و بنده در چه حدّی به قول شما تمجید هیجانی کرده ام . من پای ترانه های سایر دوستان عزیزم .. بسیار شاید بیشتر از این صاف و پوست کنده تعریف ..یا گاها" اگرچه به طنز ایراد وارد کرده ام .. جناب آقای پدرام زنگنه که بسیار هم به ایشان ارادت دارم ..شاهد ِ ادعای من !..که در چند اثر قبلشون نظر خودم رو گفته ام ..! بدون تخفیف ویژه..اما عموما" وقتی در پای ترانه ای حاضر میشوم که..در حدی از مطابق سلیقه ی من بوده باشد ..وکشش ایجاد کرده باشد که پا بدان صفحه بذارم .. بنده هرچه شما در این ترانه ندیدید دیدم .. آرایه ادبی ..جانبخشی /مجاز به علاقه ی جزء و کل / و ... . شما نظر خودتون رو میگید و ما میشنویم و عقیده تونو زیر تیغ اتهام جراحی نمیکنیم ..شمام عقیده ی مارا محترم بدارید .. لَکُم دینِکُم ولی ِ دین. عیسی به راه خود موسی به راه خود ..آزاده ربانی را هم بهتر است بذارید بماند در چاه خود.. ! ما به خودمون دروغ نمیگیم کلک هم نمیزنیم .. مردو مردونه رو عقیده مون و حرفای کودک دلمون وامیستیم .. هرچی گفت میگیم چشم ..تو دنیای بگیر و ببند و بزن وبرو هیچکاره ایم .. با دل میبینیم ..با دل راه میریم .. اگر عذر خواهیی باید بکنیم ..از وجودمونه که اینطوری طراحی شده .. از عقایدمون نیست .. از دلمونم .. تشکر داریم ..عذر نمیخواهیم . حالا همه درست اند.. یک نادرست هم تحملش چندان سخت نیست. اگرچه تجربه ی جدیدی ست برای شما جناب آقای رئیسی. از ما به ما گزارش ندهید ..ما میدانیم چه دیدیم و چه پسندیدیم و چه گفتیم . باب دل شما نبوده ..خب این حرفیست ..ولی من تا امروز ..خودم جراءت نکرد ه ام ..در مورد نظر دیگری به رصدخانه ی ذهن بروم و بعد از تحلیل رفتار .. بیرون آمده برگه ی اتهام دستش بدهم. فرق شما با من در این میانه ..سلیقه ی متفاوت است ..سلیقه هم جرم نیست .. یک گرایش است .. باید هم این تفاوتها باشد ..اونچه نباید باشد ..بد گمانیست و عدم دقت در ارائه ی گفتار ما نگوییم بد ومیل به ناحق نکنیم /جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم .
      • خانم ربانی عزیز فکر کنم منظور ایشون اینه که بجای این همه تعارف و تمجید و...کاش چند کلمه هم نقد کنید ... @};- @};- @};- @};-
      • متاسفانه عجب و خودشیفتگی افراطی مانع از تحمل نظرات انتقادیست !ورود به بحث انگیزش و هیجان که بحث تخصصی حوزه روانشناسی ست نوعی فرافکنی ست اطاعت محض ازدل بدون اندیشه ورزی نوعی توجیه غیرعقلائیست ! تجاهل و تحریض ضمنی با حفظ اعتدال در رفتار وکلام مقبول ومنطقیست! خروجی تزریق داده های صرفا احساسی با تکیه بر یکسری تئوریهای خودساخته پاشیدگی شخصیت و غلبه تصنعی بر عقده های روانیست! با تشکر از خانم سیدموسوی که بزرگواری فرمودند و با تایید ضمنی باعث شدند توضیح بدم متاسفانه برداشت بعضی ها از سکوت و عدم بیان واقعیتها تائید محتوایی وشکلی ترانه بی محتوا ست!
    • سلام بانو ربانی @};- @};- @};- @};- @};- @};- قبل از گفتن از هرچیز بابت اینکه پای تموم ترانه هام هستین بی نهایت از شما ممنونم راستش وقتی پای هر ترانه ی من هستین وبا دقت واشتیاق میخونید و نظر میدید تنها باعث میشه که با تموم نقص هاوکاستی هایی که دارم برای فراگیری بیشتر از حضورتون تلاش کنم بودن شما نه برای من که برای تمامی دوستان در آکادمی قوت قلب ومحرکی است برای یادگیری و تعالی انشاالله که تلاش ها به بار بشینه و شاگردان درخورو شایسته از مکتب شما بروز وظهور کنند اما این سخنان صرفا اعلام ارادت واحترامی است که نسبت به شما در جان وروح من وبیشتر دوستان در این آکادمی وجود دارد که ما میدانیم تحسین وتمجید بانو ربانی به همان اندازه که نشاط آورو هیجان انگیز است به همان میزان نشان دادن راه است وتلنگری برای اینکه به سکون وپس روی دچار نشویم ما خوب میدانیم بانو ربانی در گفتن چه اندازه مقید ومحتاط است ... ما ازاین اشاره هاو دلگرمی ها چه دریافت میکنیم و دیگران چه... بماند که خود این بانوی متین وبزرگوار به توانایی ها وظرفیت های شاگردانش وقوف کامل دارد من از خودم حرف میزنم که از این مدت سپری شده در این آکادمی روزی نبوده که به دنبال یادگیری از دوستان و بزرگواران و خاصه بانو ربانی نباشم وحال آنکه خوب میدانم آنکه وسیعتر وعمیقتروافتاده تر باشد جذبه اش بیشتر خواهد بود بی هیاهو وفریاد بانو ربانی میزانی است برای من که بدانم کجای این راه ایستاده ام ووزنم چه اندازه است وقتی زبان به تمجید از ترانه ی من باز میکند من نیازبه یادگیری در خودم رابیشتر حس میکنم اما شخصی خارج از این گود علم و وام گیری چه برداشت کند و نظر دهد وقضاوت کند بماند با خودش و خدای خودش.که میدانم نادیده گرفتن زحمات وسختی های معلم واستاد کفر نعمتی است که بزرگی وپاکی را ازکف ما بیرون کند وبانو ربانی نیز نیک میداند که دردیده وعقیده ی ما کیست وکجاست با احترام تام وارادت بیکران حضور بانوربانی عزیز @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • شما هر دو بزرگوارین و بنده فقط نظرم را گفتم همین! عریان ترین محجوب حرف نداشت عالی بود دلگیر نشین لطفا دوستون دارم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام .. بر شما خانوم موسوی که مقدم بر آقایونید و هم صنف ما هم هستید ..سپس به آقایون محترم ابتدا صاحب این صفحه ..مسیو گرمسیری و پس از آن سلام برشما آقای ریسی که مثل بنده حکم ِ مهمان این صفحه را دارید .. ! وسلام به همه ی دوستان که این چند سطر از عرایض بنده را می خونند..همگی توجه کنید .. دوستان ..خارج از هر قیل و قال .. واقعیت امر این است .. بنده نقد بلد نیستم..! همین ! بلد که نیستم ..که بماند ..اگر بلد هم بودم ..مطابق سلیقه ی من .. این ترانه ..زیباست.. به دلم مینشیند .. ! نقد من به این ترانه همان بود که عرض شد .. با زبان طنز گفتم که جناب گرمسیری از عضویت در کلوپ شکر گزاران با همین یک ترانه حذف شدید.. نقد من این بود که ترانه فضای دلتنگ کننده و یأس آمیز دارد ..اینرا فهمیدم ..همین را هم به همان زبانی که بلدم گفتم .. آیا گناه کردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به خدا من نقد بلد نیستم . ویرایش بگویید بلدم .. از محتوا بخواهید رگ وریشه ی شعر را برایتان از قصاب محله تان بهتر در می آورم ..از شعر های سهراب سپهری که سخت تر نداریم ببینید که مثلا در شعر نشانی چطور تمام زوایای ذهن و زبان شعر را برایتان ملموس میکنم .. اینها ادعا نیست .. میتوانم ثابت کنم .. ولی نقد این فرمی که سلیقه ی جمعی ست که کمابیش شناخته شده به نقد ند ..در انبان ما نیست. سر کلاسهای نقد ادبی مرحوم زرین کوب ..چه دکتر حمید چه برادر بزرگوارشون دکتر عبدالحسین خان هم نشسته ایم .. این فرم نقدها را نه دیدیم و نه بلدیم ..اونهام این فرمی نقد نمیکردند ..خب ما قدیمی هستیم .. یه چیزارو بلدیم یه چیزا رو بلد نیستیم .. اونا یی که بلدیم گفتیم پُزش را دادیم (نه اینکه خودشیفته ایم ) عار از پز بجا نداریم ..عار هم از بلد نیستم گفتن نداریم .. عار هم از درشت شنیدن در ضمن نداریم .. از اون بیدا نیستیم که از این بادا بلرزیم!!! خب نقد ِدیگری ..را نکردیم .. اما فرصت و مجال نقد که برای دوستانمان فراهم شد در مورد خودمان.. ! رفتارمان ..گفتارمان وهمچنین افکارمان .. این که شجاعانه تر است ..آزادمردانه تر است. نمیدانستیم عقد ه ای هستیم ..حال دانستیم .. نمیدانستیم متعصب هستیم .. حال دانستیم ..نمیدانستیم ..چرند و پوچ پسند هستیم ..دانستیم .. ظرفیتمان افزون گشت این همه کلام سنگین را تحمل کردیم ..توانستیم .. حالا سبک شدیم !..و باز میگوییم که ببخشید اگر نقد نکردیم ..چون اولا که پسندیدیم و دوم اینکه اون نقد را که میفرمایید ما بلد نبودیم .. هنرش را نداشتیم از این است که نتوانستیم. ضمنا" در خارج از بحث این ترانه گاهی ..فقط گاهی مواردی به چشممان میآید ..یاد آن شعر می افتیم : اگر بینی که نابینا و چاه است/اگر خاموش بنشینی گناه است..! بعد میایم حرفی بزنیم شبیه همین نقد ی که میگویند .. میبینیم خب نابینا که هست ..ولی چاهه نیست میگوییم به خودمان آزاده هیس ..خطر ندارد بذار خودش میرود یاد میگیرد. یه وقتایی هم چاهه هست .. ولی طرف نابینا نیست .. دانا ..بینا کار میکند ..باز هم میگوییم ..هیس ..آزاده برو بدو برو ..حرف نزنی ها ..خودش میدانسته چه کرده..! این دو جا ما حرفی نمیزنیم ..هم ادب نمیگذارد هم ملاحظه و اعتنا برای پرورش اون ترانه سرا ..که خودش کم و زیاد نمکش دستش بیاید ..ما پیمانه نکنیم بدهیم دستش.. ! ولی گاه پیش آمده نابینا و چاه را باهم دیدیم ..غفلت نکرده در آنی خودمان را رسانده ایم ..نجات بدهیم آن عزیز را ..هر گاه شرایط را لازم و کافی دید ه ایم درنگ نکرده ایم .. به اندازه ی بضاعت عقل و احساسمان کوشیده ایم. این از اخلاق و رویه و روحیه و دار و ندار انبان جان ما. جناب ریسی خانوم موسو ی .. من را در همین اندازه و قد و قواره و بضاعتی که عرض شد در نظر بیاورید ..چه شما چه سایر عزیزان .. اگر سرک میکشیم به ترانه ای دلی ست .. میرویم حالمان بهتر میشود .. تعریف میکنیم چون خوشمان می آید..حکم شکر گزاری را دارد .. آن که میشنود قطعا" شناخت فراتری از اثر و از خودش دارد .. میفهمد تا چه حدش جنبه ی تشکر از خوانش اثر را دارد تا چه حدش جنبه ی ارادت ماست تاچه حدش بی نقصی اثر است .. همه در حد کفایت امور خویش از رهگذر شنیده ها ..و گفته ها .. برداشت های متعادل دارند. اگر زبان ما ناقص و قاصر است ..شعور مخاطبان به قطع و یقین کامل است هم به خود شعور دارند هم به اثر خود. خلاصه ی کلام .. یه چیز بلد نبودیم ها .. یه هنر کم داشتیم ها ببین چه غوغایی به پا شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در ضمن جناب ریسی .. تصدیق میکنم ..که ترانه ی عریانترین محجوب از آقای گرمسیری ..عالی ست .. حس پاک ..خالص و بی ریا ی ایشون از زبان ترانه شون عالی تر ..اگرچه بنده لیاقت دریافت محبت این ترانه را نداشتم اما آرزوی هر کسی ست که در چشم دیگران به دید ه ی عزّت و عظمت نگریسته شود.. ما هم که از آدمیزادگانیم و خالی از این جنبه ها نیستیم .. ! حال این جنبه عقده است یا فطرت .. قضاوت نمیکنم.اما من بابت این ترانه یا این برداشت با جناب گرمسیری .. حساب و کتابی ندارم . یک وقت گناهم را نشویید و مدیونم نشوید خدای ناکرده ..فکر کنید من از ترانه ی ایشون به این خاطر به قول فریبا خانوم تمجید و تعریف کردم که ایشون در ترانه اش به ما مجال خود شیفتگی داد . خیر اینجور نیست. چون نیست اینگونه نباید فکر کرد .اگر اینگونه بود بدون رودروایسی میگفتم..آنها که مرا تا حدی میشناسند میدانند که اخلاقم این است که هر چه واقعیت است لازم باشد میگویم. اینهم گلهای ما به پای صبر و حوصله ی شما ..خانوم موسوی..جناب ریسی جناب گرمسیری و دوستان دیگرم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • با سلام شما از نبوغ ذاتی برخوردارین! وصرف نشستن در کلاس درس یک استاد مشهور ویا داشتن مدرک ادبیاتی دلیل کافی برای توجیه اشتباهات نوشتاری فرد محبوب نیست!!! به وقتش مختصر مفید تحلیل خواهم کرد دلیل تحلیل نکردنم بدیهی بودن اشکالات محتوائی و شکلی ان است !!! سخت نگیرین در عشق و دلدادگی ارتباط از جنس برد -برد است نه برد -باخت!!!! @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام از ماست ..خیر نبوغ ذاتی را که نداریم اما ادب ذاتی و صفاتی را چرا داریم .. تربیت شدیم برای تمیز و درست دیدن و شنیدن . اونقدر هم برای خودمون احترام قایلیم که راست بگوییم حداقل به خودمان . به چه معتقدید؟ قران بیاورید که قسم بخوریم از این ترانه خوشمان آمده نه از جناب گرمسیری ..!!! واضح تر از این بگوییم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! مگر من باید بابت اظهار نظرم در مورد ترانه حساب پس بدهم؟؟؟؟؟؟؟؟ به همان اندازه که دلیل دارید برای اینکه این ترانه ضعیف است .. دلیل دارم برای اینکه این ترانه بر طبق سلیقه و پسند من جذاب است ..چرا به خود حق می دهید رای و نظر داشته باشید به بنده این حق را نمیدهید ..شاید چشم شما ده دهم است ..چشم ما ده دهم نیست ضعیف میبیند ..اما همان را می پسندد .. چرا صدافت گفتار بنده را با عبارت "محبوب" و غیره و غیره به خودم هم دارید به صورتی دیگر ارجاع میدهید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من نقد زرین کوب ها را گفتم چون هر دو در لیسانس استادم بودند و در نقد کلیت گرا و بافت گرا بودند و جز ءجزء اثر را که مورد نقد متداول در این اظهار نظرهاست بعضا" تایید نمیکردند بدلیل اینکه از سبک شناسی الهام گرفته بودند و وارد نقد ساختگرایانه ی متداول امروز نمیشدند و ما را هم وارد این فضا نکرده بلکه برحذر نیز میداشتند. بنده جنس عشق و دلدادگی را میشناسم .. در دلدادگی آزادگی هست و در آزادگی وامداری به هیچ بنی بشری نیست الا فطرتی که بایسته و شایسته باید تربیت شده از خویش بگذرد. اگر منظور کنایه آمیز دیگری را در ذهن دارید که آن را هم خدا عالم است .. بر ما و شما بخشش و رحمت آوَرَد.
      • ادب و صفات ذاتی باید بازتعریف بشه فرمایش شما میزانه کنایه نمی زنم شما بی نظیرین و full capasity نگاهتون به شعر و ترانه محشره تحلیلتون همش مثبته واژه هاتون منحصر به فرد ه مقبولیت بیست معصومیت بی نظیر @};- @};- @};- @};- ناراحت نشین لطفا تفسیرتون جالب نبود
      • جناب آقای رئیسی .. مسئله بسیار ساده بود ..یک ترانه بروزرسانی شد .. بنده آمدم خواندم ..همیشه کارهای این دوست و بسیاری از دوستان دیگر را در هر بروزرسانی میخوانم ..خوشم آمد مثل خیلی های دیگر که خوششان آمد کامنت مثبت دادند بنده هم با لفظ و کلام خودم کامنت مثبت دادم .. بعد محاکمه شروع شد..شما که ادبیاتی هستید چرا!!! اتهام مطرح شد و گویا ما مجاز به پسند و ارائه ی نظر نبوده ایم .. بنده مگر گفتم نظر قاطع کارشناسانه دادم ؟؟؟؟؟خیر گفتم این اثر با همین ویژگی دلپسندم بوده است.مگر من معیار و ملاک وممیز آثارم که چیزی را مثلا" در جشنواره ی فجر جزو لیست جایزه بگیران گنجانده باشم چون مطابق معیار معهود ذهن شما یا اصول مورد اتفاق هیئت داوران نبوده .. باید بایستم و پاسخگوی سلیقه ام باشم؟؟؟؟؟من نگفتم که دل را معیار ارزشگزاری اثری میدانم بلکه گفتم با دل میآیم با دل میپسندم ..یعنی نظرم نظر شخصی و گرایش شخصی ست مگر برای کسی نسخه پیچیدم؟ اطاعت محض از دل یعنی چه؟؟؟؟؟من گفتم با گرایش و دلپسندانه نظر داده ام .. باب دلم بوده .. با تمام اونچه که شما ضعف میدانید باتمام اونچه که من جاذبه و قوت میدانم. مگر من شما را یا هر شخص دیگری را میتوانم سوال و جواب کنم بگویم چرا دردلت به این رنگ علاقه داری به آن رنگ علاقه نداری .. این فصل را دوست داری آن فصل را دوست نداری؟؟؟؟؟؟؟این غذا را میپسندی آن را نمیپسندی ؟؟؟شعر نو دوست داری شعر کلاسیک نمیپسندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟وقتی در توضیح به شما میگویم سلیقه ام این است .. این یعنی چه؟؟؟ یعنی گرایش شخصی و فردی ..نه معیار اساسی و نقدی و اصولی .. و اگر شما میگویید و معتقدید که کار ضعیفی بود ..باید ما هم همینجور ببینیم و بگیم .. من تعریف و تمجید کردم شما تکذیب .. من به شما آیا اعتراضی کردم ؟قبل از من هم که خیلی از دوستان کامنت مثبت به این اثر دادند .. برای ما حرام بود؟؟؟؟؟ یا زیادی ما را آدم حساب کرده ای برادر ..یا زیاد آدم حساب نکرده ای..!!!یه کدوم از ایتهاست احتمالا" . ما یک فردی .. در یک ترانه یک اظهار نظر خالصانه کردیم و آنگاه مجبور شدیم دفاع عاجزانه و صادقانه هم بکنیم .. دست آخر .. مضحکه و ملعبه و دستمایه ی تمسخر هم شدیم .. !!! با اینکه کم زبل نیستیم باید چشممان را ببندیم به رویمان نیاوریم که ما را با عبارات مثبت .. به غایت ِ حقارت و ذلت مشایعت فرمودید..! خب جناب رئیسی .. به روی خود نیاوریم چه طور است؟؟؟ فکر نمیکنم بد باشد.. !مثلا ما نفهمیدیم که حضرتعالی به ما چه گفتید..! تشکر میکنیم از حضورتون بابت این فرمایشات .. ممنون از اینکه عرایض بنده میزان است همینطور بی نظیری ما راهم اشاره کردید ممنون .. thanks alotبرای عبارت انگلیسی تون .. تحلیل و نگاه به شعرم را فرموذه بودید اینهم تشکر ویژه دارم چون فرمودید که همه مثبته .. واژه های منحصر به فرد هم که لطف شما ست باز ممنون بیست هم که دلخواه همه از جمله ماست ممنون .. معصومیت هم که تمام آرزو و تلاش ماست .. سخت سپاسگزارم . تفسیر من عین ترجمه ی کنش و رفتار شما بود در این مانور قضاوت گرانه ی بی رحمانه .. ! آقای رئیسی گرامی..غیر این چیزی نبود . اما این راهش نیست چه دوسنی چه دشمنی .. جوانمردانه و شجاعانه اش خوب است .. ! این عبارات آخر را باید کسی عذر میخواهم خر باشد .. آنهم گرسنه.. از بی علفی ..قورت بدهد .. هضم کند. اگر کامنت گذاشتن برای ترانه ی یکی از دوستان .. و نظرات صادقانه گفتن چنین هزینه ای داشت .. ما خر شدیم پرداختیم .. شما هم کمی احسان کنید .. انسان باشید ..حقی که به خودتان میدهید قربان برای دیگری هم قائل باشید. خب دق دلم در همینجا در آمد دیگر یکی گفتیم یکی شنفتیم .. حسابمان تسویه شد .. بی دلخوری یا دقیق تر بگویم دل پری ..با آزادگی .. در انتظار روزی نفس میکشیم که برای اینکه خودمان باشیم و باور کنند عقیده مان را میگوییم و سلیقه مان را افشا میکنیم .. حساب آسانتری پس بدهیم. این کمی سخت آمد به ما..! هم عصبانی شدیم هم شوخی کردیم هم جدی گفتیم .. هم گریه مان در آمد هم خنده مان آمد خب پس همه ی این آدمکها را هم میگذاریم جای خودمان هر کدام نشانه ی یک حالت میرویم شمارا به خیر ماهم به سلامت. =(( 8-> : :-/ [-( :-)) :-( :-S :-) اینهم روزی بود ..خاطره ای شد سخت یا آسان گذشت. دیگر انشاء الله گفتگو تمام شد .اینهم گل حسن ختام @};-
      • وااااااااااااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییی خدا نکنه خانم ربانی بحث کنه ......... یه کتاب براتون میگه..... =D>
  • سلام داداش رحيم گل خوبي داداشي ترانه ات مثل هميشه زيبا بود احساس كارت رو خيلي دوست داشتم از پيشرفتت خوشحالم داداشم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> لايك تقديمت
  • لذت بردم از خوندن کار زیبات رحیم گل لایکی @};-
  • دلخوش نکن منوبه دلبستن باتونمیشه مرد رفتن بود بیگانه میشم با خودم هرروز این عشق ازاول یه دشمن بود =D> :-x سلام بی تهایت از احساس جاری ترانتون لذت بردم به نظرم از همه ی ترانه هایی که تاحالا ازتون خوندم زیباتر وعالی تر بود. لایک @};- @};-
  • بسیار زیبا بود ، بهترین ترانه ای که تا اینجا خوندم .. فقط یه نکته به نظرم رسید .. ای زخم کاری اضطراب محض این روزها حالم دگرگونه بغض و سکوت و بهت وجون کندن خاکستری از من نمیمونه با تو به اومدن ای که خطاب قرار دادنه ، انتظار داشتم بیت دوم هم ادامه داشته باشه که همون بیت بریده شد .. ای زخم کاری اضطراب محض این روزها حالم دگرگونه خب تا ایجاش خوبه ، شما خطاب قرار دادی معشوقه رو بیت بعد باید معنای کاملی بیاد .. اما سخن قطع میشه . و معنا هم عوض میشه اگکه یه توو به بیت دوم اضاف کنیم بهتر میشه بدون توجه به وزن البته ای زخم کاری اضطراب محض این روزها حالم دگرگونه توو بغض و سکوت و بهت وجون کندن خاکستری از من نمیمونه البته این همش در شرایطیه که این (( ای )) واقعا ای باشه و این نبوده باشه که نونش نیومده !! :-? @};- @};- لایکید با افتخار
  • سلام ترانه ی زیبایی بود =D> =D> لایک @};- @};-
  • سردم پرازکولاکم این روزا آغوشم ازرویای توخالیست من روبه پایان خودم میرم حال منه بی تو چه بدحالیست مرسی @};- @};- @};- @};-
  • سلام ترانه ی زیبایی بود...آفرین... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • دروود رحیم عزیز لایک تقدیمت @};- @};- @};-
  • درکل ترانه خوبی بود......فقط این مصرع رو سخت خوندم (این عشق ازاول یه دشمن بود....انگار یه (هم )کم داره این عشق از اول هم یه دشمن بود...........مانا ونویسا باشید
  • سلام رحیم عزیز ترانه زیبایی بود شما هم خیلی وقته که دیگه پای ترانه هام نمیای منتظر حضور گرم و صمیمانه شما هستم لایک تقدیمت
  • سلام@};- @};-@};- @};- @};-@};- @};- @};- عید غدیر مبارک@};- @};- @};-@};- @};-@};- @};- لاااایک تقدیم به ترانه تون@};-@};- @};- @};- @};- @};-