ترانه/خط بی همراه

صفر نهصدوسی قلب یک پنجم
تو سینه ی بی تاب یک گوشی
دست نفسهامه که می لرزه
وقت تماس وقت همآغوشی

صفر نهصدوسی بار در میرم
اما هنوزم تحت تعقیبم
وقت فرار از دست بیداری
رویای تو می افته از جیبم

صفر نهصدوسی مکث طولانی
با لمس شب تحریک میشم من
شب تو نفس های تو خوابیده
آروم بهت نزدیک میشم من

صفر نهصدوسی مرد مردادی
تو من نشستن تشنه بارون
حتی نسیمی از تو کافیه
سرما بخوره فصل تابستون

صفر نهصدوسی ایستگاه درد
سوت قطاری تو اتاق خواب
از بغض "شاید باز نیای امشب"
بارون گرفته تو شب مهتاب

صفر نهصدوسی خط بی همراه
از تو سکوت ممتدی دارم
بغضی که خوب می شناسمش اینجاست
امشب چه احساس بدی دارم

صفر نهصدوسی قلب تو خالی
شاید یه شب کردم فراموشت
ساعت به وقت با تو بودن هاست
لعنت به این گوشی خاموشت..

از این نویسنده بیشتر بخوانید: