نذاشتی راه آشتی

یه روز شدی بهونه،واسه نفس کشیدن
از همه چیم گذشتم،تا که بتو رسیدم
صدای گریه هامو اصلا نمی شنیدی
آخه راحت اومدی،راحت تر دل بریدی
اما دیگه نمی خوام ببینمت دوباره
آسمون من ابری،واسه تو پر ستاره
جواب نامه هامو،اصلا نمی نوشتی
توی ظاهر چه زیبا،توی باطن چه زشتی
کاش از اول می گفتی،اگه دوسم نداشتی
باز کردی راه قهر رو،نذاشتی راه آشتی
بمن وفا نکردی،خیلی بی مهر و سردی
برات دعا میکنم،بری و برنگردی
من تو سیاهی اسیر،تویی توی سپیدی
میخوام که زنده باشم،ولی به چه امیدی
ولی به چه امیدی….!!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: