دنیای وارونه

چقدر تقدیرِ ناخونده
چقدر دنیای وارونه
دیگه خستم از این شبها
که تا صبح غرق بارونه

ولی روزا که بی تانم
چشام از غصه، تر می شه
دلم در حسرت بارون
فقط دیوونه تر می شه

نه از بارون نشونی هست
نه از بی تابی مهتاب
فقط خورشید می تابه
به این دنیای غرق خواب

ببین خورشید هم انگار
شده مهمون ناخونده
تو این تقدیر وارونه
می دونم… تنها می مونه

نمی دونم چرا اینجا
همه خورشید و بارونن
همه جای یکی دیگه
تو این تقدیر مهمونن

یکی می شینه تو قلبت
که دنیای یکی دیگس ( دیگه ست)
اونی که عاشقش هستی
یه جایی اشتباهی هس ( هست)

تو عاشق می شی هر لحظه
تو این آشفتگی اما
همون وقتی که محتاجی
می مونی خسته و تنها

ببین این قصه هم انگار
همون جریان تقدیره
اونی که عاشقش هستی
یه روز از پیش تو میره

ترانه سرا: سمیرا اکبرزاده

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی