چن ساله…

دنیای من دنیای خوبی نیست
“دنیای بی دستای تو”مفته
شاید نمیدونی ولی اینجا
هرشب یکی یاد تو می افته

هر شب یکی یاد تو می افته
من با توأم،تنها نمی مونم
هرشب مرورت میکنم،هر شب-
می شینم و تاریخ می خونم

تاوان عاشق بودن و دادم
هرلحظه مردم تو خودم کم نیست
من با گذشته زنده ام بس کن
من چیزی از آینده یادم نیست

میسوزم از بس خودخوری کردم
رفتی و حال زندگیم اینه
هرشب همین آش و همین کاسه س
من چند ساله زندگیم اینه

افتادم از چشمات و خندیدی
بعد از تو با گریه خوشی کردم
اون آدم دیوونه آخر مرد
من چند ساله خودکشی کردم

می میرم از بس زندگی سخته
مردن برای مرده ها ساده س
می میرم و این اتفاقی نیست
تابوت من چن ساله آماده س

از این نویسنده بیشتر بخوانید: