تنهایی

همون وقتا که بی تابم ، دلم دلتنگ بارونه
همون روزا که می دونم دلت پیشم نمی مونه

پر از غم می شه احساسم ، یه حسی که پریشونه
یه جور احساس دلتنگی که مثل مرگ می مونه

دلم می گیره از خونه ، از این تنهایی مبهم
از این رویای توخالی، که تو باشی و من، با هم

نمی دونی چقدر خستم از این روزهای تکراری
از این آرامش خاموش و این دنیای پوشالی

نمی دونم چرا دنیا پر از عشقهای ممنوعه
نمی دونم چرا آخر بجز حسرت نمی مونه

ولی تقدیر من اینه که تنها تر از این باشم
همیشه عشق اون بالا و من روی زمین باشم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سميرا اكبرزاده

به هر چه می اندیشم جز تاریکی نمی بینم . اما بدان کودکم اندیشه ام را به خاطر تو صیقل می دهم و آنچه را که با قلم بر دار کاغذ رج می زنم به یادگار برایت می گذارم تا در گذر تاریخ ، نگاهت را روشن و راهت را پر از ستاره های امید نماید. آینده در دستان توست که کودک دیروز ، امروز و فردای ایرانم هستی

  • تو ترانه هات واژه های تکراری زیاده(پوشالی ستاره و...) البته این ترانت ریتم بهتری داشت این بیتت اشکال داره از این رویای توخالی، که تو باشی و من، با هم از ده 7میدم چون خلاصه تر بود
  • درود دوست عزیز ترانه زیبا و پراحساسی بود =D> لایک تقدیمتون @};- @};-
  • salaam kare khubi bod taraneye shuma ahang dare va hamin baraye yek tarane kafiye ba ghafiyehatonam moshkel nadaram chon azar dahande nistand moafagh ba6id
  • سلام سميراي عزيز ترانه خوب و روون و زيبايي بود مرسي به اميد بهترين ها =D> =D> =D>
  • سلام آقای شمس من از اطلاعات خوب شما ممنونم تمام این حرفها در جهت تائید نوشته خودم نبود از نظر شما هم خیلی ممنونم و از این بحث لذت بردم @};- @};- @};- @};-
  • سلام خانم اکبر زاده بار اول هست که از شما ترانه میخونم کار با احساسی هست فضای کار تازه نیست و این دلیلش وزنیه که ترانه ی شما روش نوشته شده @};- نمی دونم چرا آخر بجز حسرت نمی مونه شاعرانه شده این مصراعتون ..اینکه ناچار شدین به خاظر وزن " چیزی " رو حذف کنید چیزی به جز حسرت نمیمونه // در ترانه باید به گویا بودن تعالیفتون دقت داشته باشید ... و اینکه قافیه سالم نیست نمیمونه ممنوعه ............................ همینطور تکراری پوشالی ...................... مشخص هست که در قافیه نیاز به تمرین بیشتر و فراگیری قوائد دارید و امیدوارم جدی دنبال کنید این موضوعو.. دوست من کسی از آرامش خسته نمیشه شما از آرامش خاموش خسته ای // ولی ترکیب دلچسبی نیست آرامش خاموش /// سوای این موارد و اینکه نمیدونم چه مدت هست ترانه میگین اما حس میکنم میتونید خیلی زود پیشرفت کنید موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • جناب آقاي شمس سلام ،احتمالاً تعريف ترانه را خوب مي دانيد و به خوبي هم آگاهيد كه تعريف دقيقي از اين اوزان و قواعد وزني در ترانه وجود ندارد اما از نظر قافيه ، مي دانيد كه پايه ترانه ( نه شعر ) بر اساس آهنگ يا ملودي است كه نويسنده يا آهنگ ساز بر روي آن مي گذارند حتي در تاريخ ترانه ايران به وضوح ديده مي شود كه شعرهاي نيما و يا سپهري به ترانه بدل مي شوند و چون بر روي آهنگ قرار مي گيرند ما نام ترانه بر آنها مي گذاريم. بنده صاحب سبك نيستم اما نظرم را به عنوان كسي كه سالهاست شعرهاي نيمايي و سپيد و ترانه مي گويم بيان مي كنم. و ان چيزي نيست جز خروج از چهارچوبهاي غزل و قصيده و ... در شعرهاي كلاسيك . آنچه در ترانه بيش از هر چيز اهميت دارد معنا و ايجاز و استعاره است و ولا غير . اين خود مي تواند قائده كاملي براي يك ترانه باشد. باز هم از لطف و توجهتان ممنونم @};-
      • سلامی دوباره دوست عزیز بنده ترانه را در وزن رهاتر از شعر میدونم و چهارچوبی براش در نظر نمیگیرم اما اینکه شعرهای خوانده شده ترانه نام بگیرند را نمیپذیرم ... اگر اینطور باشه حافظ ترانه سرا بوده نه شاعر !! در مورد قوافی منظور شما همون قوافی آوائی هست که به عبارتی اکفا نام دارند و صد البته این قائده در مورد قوافی شما صحیح نیست دوست من @};- @};- @};- برقرار باشید
      • سلام آقاي شمس اول در مورد ترانه بايد بگم كه نه از نظر من بلكه از نظر خيلي از صاحب نظران آنچه بر روي آهنگ مي نشيند ترانه است. باز هم تكرار مي كنم ترانه علم نويني در ادبيات است كه هر كس مي تواند نظرات متفاوتي در مورد آن ارائه دهد. بنابراين از شعرهاي حافظ و سعدي و مولانا كه توسط خوانندگان خوانده مي شوند هم به عنوان ترانه ياد مي كنند. در مورد قافيه ها : قافيه هايي كه شما از آن صحبت مي كنيد، بلكه اگر در شعر بكار برده شوند اكفا است اما در اينجا خير فقط آهنگ است نه آوا . باز هم از شما ممنونم @};-
      • عذر میخوام کدوم یک از صاحب نظران منظور شما هست ؟ بله موافقم که ترانه نگاهی نو در ادبیات هست اما شعر شعر هست و ترانه ترانه .. خب نظر منم اینه و نظر شما هم قابل احترام هست بزرگوار @};- @};- @};- خب پس این قافیه ها در شعر اکفا هست و در ترانه ( اینجا ) آهنگ هست من اصلا قصد جسارت ندارم خانم اکبر زاده .. قافیه ای به نام آهنگ کشف تازه ادبیات است ؟؟؟
      • آقاي شمس كارهاي آقاي شهريار قنبري را ملاحظه بفرماييد و يا نظريات جناب آقاي اهورا ايمان را ويا آقاي كريمي و .... با حرف شما موافقم كه هر كس نظري دارد و قابل احترام است و اين تنها به دليل نو بودن ترانه است . در مقالات همين سايت هم كم وبيش به آن اشاره شده اما ... ما دو راه بيشتر نداريم . يا بايد بپذيريم آنچه در رشته ادبيات دانشگاهها تدريس مي شود و به عنوان چهارچوب عروض و قافيه ارائه مي گردد، در ترانه هم كاربرد دارد كه هيچ .... يا بايد بپذيريم آهنگهاي زيبا و ترانه هايي كه مكرراً مي شنويم و گاهي در عدم رعايت قافيه مستثني نيستند ، ترانه نيست. پس يا ترانه آن چيزي است كه روي آهنگ مي نشيد و قافيه هايش آهنگين هستند يا مانند شعر از قوانين قاعده پيروي مي كنند و لزوما روي آهنگ نمي نشينند؟ خوشبختانه جاي بحث بر سر ترانه باز است و وسعت يادگيري آن زياد و مسلما سالها كار لازم است تا نظر واحدي پيدا شود. چه بسا دور نيست من و شما هم صاحب نظر شويم. قافيه آهنگين را هم از خودم نگفته ام اما باز هم به عنوان يك اصل در ادبيات ما كه به گمان ماله قرنها پيش است كنجانده نشده ( لا اقل در كتابهاي درسي ) پس چه بهتر كه نظر همه دوستان را در سايتها ، انجمنها و محافل ديگر بشنويم از آن به عنوان يك نظر استفاده كنيم . قافيه آهنگين را بيشتر از آهنگسازها شنيده ام تا ترانه سراها هر چند كما بيش در خيلي از ترانه را استفاده مي شود. به درست ( از نظر من ) يا غلط ( از نظر شما ) @};-
      • دوست عزیز جناب شهیار قنبری به عنوان یه شخصیت پیشرو در ترانه و پیشکسوت , خیلی از حصارا رو شکستن و من خیلی از ایشون آموختم اما همیشه احساس کرده ام که گاهی اوقات زبان ترانه های ایشون دچار دوگانگی زبان میشن . و در مورد جناب اهورا ایمان // طبیعی هست که ایشون این نظر را داشته باشن چون معمولا شعر مینویسن تا ترانه .. در مورد عروض و آهنگین بودن شما خودتون میدونید که عروض اگر رعایت بشه , ابیات موزونتر خواهند شد .. پس در ترانه هم عروض نقش زیادی داره... شعر یا ترانه // هر دو میتونن روی ملودی بشینن .. همونطور که خودتون فرمودین // کارهای نیما و سهراب هم اجرا میشن ... من با قافیه های آوائی مشکلی ندارم اما با این قوافی که شما استفاده کردین و اسمشو گذاشتین آهنگین به مشکل خوردم :) به هر حال نظر همه یکی نیست امیدوارم در این فضای ادبی حضور داشته باشید و ازتون بیاموزیم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- شاد باشید
  • سلام خانم اکبرزاده @};- ترانه ی دلنشین وزیبایی ازشما خوندم بانو.حس زیبایی درونش داشت. @};- فقط بانو *که تو باشی و من، با هم*به نظرم این قسمت یه ضعف داره،نیمدونم نظر دوستان چیه این فقط نظر منه. این قسمتا رو هم اگه *عشقهای روزهای*روبه صورت عشقاوروزابنویسین فک نکنم توو روون خوندنش مشکلی به وجود بیاد. ببخشید جسارت کردم،ممنونم از اجساس زیباتون. @};- @};- @};-
  • سلام هر چی واستادیم نیومدید ما خدمت رسیدیم ﻭﻟﯽ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺷﻢ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ ﻭ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺎﺷﻢ لذت بردم آفرین لایک تقدیمتون
  • سلام خواهر عزیزم سمیرا جان از کارای قبلیت خیلی بهتر بود لایک @};- @};- @};- @};-
  • سلام ترانه ی بسیار زیبایی بود @};- @};- @};-
  • عالی بود...خیلی به دلم نشست..مرسی @};- @};- @};- @};-
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- 8->
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • ترانه زیبا و بااحساس ستودنی بود تبریک میگم =D> @};- لایک تقدیمتون @};-
  • اولم... @};- @};-