حس مخصوص

برای آخرین بارم که میشه،منو با حس مخصوصی بغل کن
بگیر دستامو،لمسم کن، تنم رو همینطوری که می بوسی بغل کن
نمی خوام بعد تو،بعد از نبودت،به کمبود محبتام ببازم
من از دلگرمیای هر شب تو،می تونم قطب آرامش بسازم
یه مدت میشه از ترس نبودت،شبا با استرس از حال میرم
تو واسم مثل یک اسطوره هستی،مگه میشه که نادیدت بگیرم؟
همه دنیامو میدم تا بدونی،بزرگیتو به یک دنیا نمی دم
جهان از چشم من افتاد وقتی،بزرگیتو به این اندازه دیدم
میدونم رفتنت دست خودت نیست،تو می فهمی منو،من شک ندارم
باید ثابت کنم می خوامت اما،از احساس خودم مدرک ندارم

نمی خوام بعد تو،بعد از نبودت،به کمبود محبتام ببازم
من از دلگرمیای هر شب تو،می تونم قطب آرامش بسازم

*جهان از چشم من افتاد وقتی..(این عبارتو توی یکی از کارای روزبه بمانی خوندم ولی احساس نکردم فقط متعلق به ایشون باشه)
*قافیه کردن شک و مدرک هم توی یکی از کارای مونا برزویی خوندم،که فکر کنم با صدای معین راهبر خونده شد
مجبور بودم ازشون استفاده کنم
یا حق

از این نویسنده بیشتر بخوانید: