تردید

کجای این دل شهری

کجایی که دلم تنهاس

خیال کردم که تو می ری

هنوزم یاد تواینجاس 

دیگه راهی نمی بیبینم

به اون روزای بی برگشت

صدات کردم به آرومی

یکی دیگه به جات برگشت

رودستاش جای لب هات بود

نگاهت تونگاش پیداس

همون قدرکه تورومیخوام

همون قدرعاشق وشیداس

نگفتی پشت این خونه اس

یکی مشتاق دیدارت

نگفتی و خودم میگم

برو خدا نگهدارت

نگاهم تونگاه تو

تواین آینه نبودعکسم

چه احساسی به من داری

درست نقطه ی برعکسم

منی که منتظربودم

صدام کنی تو بیهوشی

نگو رفته واست اسمم

تو ذهنت رو به خاموشی

صدام کن عشقه من اره

تواین روزا که غم دارم

چقدرخالیه جات اینجا

وجودت رو چه کم دارم

اگه تو فصل پایانی 

منم سر فصل آغازم

اگر تو رفتی از اینجا

سراغم رو بگیر بازم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: