بنویس

بنویس دستته امشب یه مداد نوک سیاه
بنویس عاقبتش، رفتی و چاره شد یه آه

بنویس قصه ی عشقی که به آخر نرسید
بنویس حس خوشی بود که به باور نرسید

بنویس گرمتِ هرشب
تب و بی قراری داری
بنویس دیگه کسی رو
واسه خندیدن نداری

بنویس یادته حرفام که برات یه بازی بود
بنویس نامه و شعرات همه صحنه سازی بود

بنویس یادته حرفام که چه پاک و ساده بود
بنویس حس تو با من سست و بی اراده بود

بنویس خالی دستات
تو هجوم بغض و غصه
بنویس جای تو خالی
نمیشه، حتی یه لحظه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی علی عزیزی

"سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت آتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت" حافظ. (برای استفاده از ترانه هام این ایمیل منه: azizi2ali@yahoo.com ، خوشحال میشم اگه بتونم کمکتون کنم.)