تحمیل

به نام خدا
این ترانه روهمراه ملودی سروده ام
محاله اگه فکرکنی یه روز بی من تنهانشی
محاله اگه خیانت کنی یه روزبرملانشی
ازفریاد سکوت داره صدات میلرزه
مٽله پرده این نگاه چشماتومیبنده
حرفتوبزن حتی اگه به من تحمیل شه
بهترازاینه دلت به ناچارتسلیم شه
من به توبیشترازخودت نزدیکترم
اگه حرفی هست تودلت بگومیشنوم

نگواین دیگه چه زندگیه چون هرکی تودنیاسهمش یه زندگی شد
ادمایی که حالشون تعریف نداشت دلخوشیشون همین زندگی شد
بحٽ داشتنونداشتن نیست
کنارهم بودنم یه زندگیست
اگه که قراره حرف دلت این باشه
جای من کنارتو نیست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی سعید ناصری

19سال سن دارم وساکن اهوازکه عاشق موسیقی وبه خوانندگی علاقه ی زیادی دارم امابخاطریه سری مشکلات نتونستم بصورت حرفه ای کارکنم امااین روزا هرچی دلم گفت وتحمیل میکنم به قلم تاعلاقموبه ترانه سرایی هم ابرازکنم