غروب سرد

قبل از ارسال ترانه،باید برگم این ترانه رو بعد از دست دادن پدرم نوشتم در اولین روز پاییز

چه ساده حس می کنمت
تو بغض این غروب سرد
من و تو و یه راه دور
با یه بغل گلای زرد
تو رفتی و از تو فقط
خاطره ها مونده برام
یه قاب عکس نیمه جون
از تو به جا مونده برام
تو رفتی و نگاه تو
رویای هر شب منه
دردی که تو نگاه توست
دنیامو آتیش می زنه
تو رفتی و خونه هنوز
پر می شه از صدای تو
جون می گیره تو باورم
دوباره خنده های تو
رفن تو یه قصه بود
یه قصه از جنس یه خواب
تعبیرشو خودت بگو
تویی همون طلای ناب
تو رفتی و بدون تو
رنگی نداره آرزوم
حس می کنم می بینمت
شگل یه ابر تو آسمون
تو رفتی و نبودنت
مثله یه بغض ِ تو گلوم
حالا من و دلتنگی هام
شده یه شعر ناتموم

البته باید بگم آرزو با آسمون قافیه نیست اما فرصت نشده تصحیح کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: