میگرن..

کار مشترکی از منو اریا صلاحی ،

من از این خونه برم میمیرم
پاهام از تصورش شل ُ میشه
نفسم بند میاد و قبلم
به تپیدن بی تمایل میشه

تا به فکر رفتنم می افتم
حال روحیم به هم میریزه
خیره میشم به درو دیوارو
ناخوداگاه دلم میریزه

درک وابستگیه من حتی
واسه تو که عشقمی ممکن نیست
بی تو هر نفس برام درد سره !
زندگیم چیز به جز میگرن نیست

گرهی خورده به تو تقدیرم
که با هر فاصله ای سف (ت) میشه
زیر پاهای من هر جاده ای
بی تو باشم متوقف میشه

من از این خونه با گریه میرم
شده حتی بگن مرد نبود
بگن اونکه واسه ی عشق تو
روی دنیا دس بلن (د ) کرد نبود

واسه من که هیشکی توو دنیام نیست
همه چی یعنی تو و این خونه
بی تو زندگی مو چه نیرویی
به روال عادی برگردونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: