خاطره

خاطره
توو خیابون از غروب تا نیمه شب / هی قدم زدم قدم تا تو بیایی
توو پیاده رو شاید بیش از هزار بار / رفتم و برگشتم آخر تو کجایی
صدای خش خش برگها زیر پاهام / توو سراسر مسیرم توی کوچه
توو سکوت شب فقط تنها صدائیست / که داره توو گوش من دائم می پیچه
زیر نور یک چراغ نزدیک خونه / واسه چند لحظه زدم تکیه به دیوار
نگاهم به آسمونِ ابری افتاد / توو دلش یک بغض سنگین داره انگار
روز آشنائیمون باز یادم اومد / آسمونِ ابری و نم نم بارون
واسه اینکه خیس نشیم هی می دویدیم / دستامون توو دست هم بود توو خیابون
حالا تنها منم و سکوت کوچه / آروم آروم کنار دیوار می شینم
حالا با خستگی و چشمای خیسم / یادگاریهاتو رو دیوار می بینم
روی دیوار می کشم دستامو آروم / واسه من زنده میشه لحظه دیدار
می کشم آه بلند از ته سینه / خاطراتت یک به یک باز میشه تکرار

این ترانه نیز از کارهای قدیمی من است .

از این نویسنده بیشتر بخوانید: