یک قرن تنهایی (!!)

 بـیـن تکاپوی شـکـسـتـی نو
درگیرِ موج انفجاری سخت
من هستمـو یک قـرن تنهایی
من هستمو یک سایه ویک تخت

شبیه ساز کهنه ای که جاش
آغوشه این دیواره ، ناکوکم
هر نفسم نسیمی از مرگه
من به هوای خونه مشکوکم

از زندگی یک دیو میسازم
از عشق حتی منزجر میشم
انبار باروتم که یک روزی
با یک جرقه منفجر میشم

تبخیر مـیـشـم رو به آینده!
من آبــی ام که بین آتیشـه
سلول من تو قعرِ این زندان
هرگـز نبایـد انفـرادی شه..

گمشده ی رویای کی بودم!
من زندگیمو پای چی دادم؟
کجای جادّه راهو کج رفتم
که توی این بیراهه افتادم

 

به زودی با صدایی آشنا این سروده را میشنویم ، با هماهنگی قبلی خواننده و اجازه ی انتشار ، قبل از اجرا این ترانه را فقط به خاطر بیشتر در کنارتان بودن برای آکادمی ترانه ارسال کرده ام.

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: