" راز سر به مهر "

من توی تشــنــگی دل،طعـــــم اشکـــــاتو چشـیـدم
باورت نمیشه، اما، توی هر پود وجودم، نقش تار تو رو دیدم /

منو با خودت صــدا کن ، وقتی آیــنه رو به رو ته
وقتی ما رو به صعود( ُ ) من و تو رو به هبوطه /

هنوزم دست خودم نیست که بخوام از تو جدا شم
تو یه راز سر به مهری که می خوام با تو رهــا شم/

تو (:u) غزلواره ی چشمات ، شعر شـــبنم ســکوته
من رو (:u) اشکات تاب خوردم، که نگام خیس وضوته /

من نــه عاشق وصالم، نه تو رو نـزدیک دیدن
رفتن و مشق تماشاست، آرزوی این دل من /

هرچقدر که دور باشی، تو چشات رنگ نگامه
هرچقدر که می نویسی، قلمت،حزن صدامه /

حجتی بالاتر از این واسه هم رویا شدن نیس(ت)
گرچه راه ما موازی، راهی جز جدا شدن نیسـت /

سال ۸۷

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی فاطمه زیوری

در بهار 67 زاده شدم... نامم از پیش تعیین شده بود و به همان نام موروثی خویش را می شناختم... اما اکنون همه چیز در تعلیق بی نشانی غرق است... من که ام، نام و نشانم چیست؟ نمی دانم! فقط چند صباحی بازیگر این نقشم... آنگاه دوباره چون موجی به دل دریا که همیشه خود من بوده است، باز می گردم...

  • درود خانم زیوری :-) کار قبلی که از شما خوندم بیانگر استعداد شما بود و این کارتون به من ثابت کرد که قدرت زیادی دارید که با کمی دقت و وسواس میتونید آثار خیلی زیبایی خلق کنید. این کار نشون میده که دایره ی واژگان شما محدود نیست و این خیلی خوبه اما در انتخاب واژه دقت بیشتری داشته باشید. وزنی که سعی داشتید روی اون بنویسید به ماندگاری کار کمک زیادی میکنه و خیلی خوبه اگه بتونید کاری رو روی این وزن به طور بدون ایراد ارائه بدید. :-) تعابیری به کار بردید که میتونه اثر شمارو از کارهای دم دستی دور کنه :-) و در نهایت باید بگم اشتیاق من به خوندن کارای بعدی شما زیاد شده :-) پاینده باشید و پر ترانه @};- @};- @};-
  • سلام خوب بود...امیدوارم روز به روز بهتر بشی منم یه دوس داشتم این uرو بیشتر استفاده میکرد :-) @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام فاطمه عزيز ترانه خوبي بود براتون بهترين ها رو آرزو ميكنم
  • درود فاطمه عزیز احساس ترانتو دوس داشتم =D> =D> لایک تقدیمتون @};- @};-
  • @};- @};- سرکار خانم زیوری ترانتون از نظر وزنی و بکارگیری کلمات نامانوس با ترانه کار زیاد داره ترانه خوب باید روون خونده بشه و هر طیفی از جامعه باهاش ارتباط احساسی برقرار کنن @};- @};- وگرنه با شعر و غزل فرقی نداشت @};- @};-
    • سلام آقای تاج. ممنون از لطفتون که اثر رو نقد کردید. @};- در مورد کلمات راستشو بخواین من به جز واژه ی " حزن" انتخاب بقیه کلمات رو کاملا سلیقه شخصی می دونم نه یه اصل. یعنی به نظرم هر کس به یه سری از واژگان علاقمنده که ممکنه فقط تو غزل ازشون بهره نبره. آقای تاج شما همونطور که از مقاله هاتون هم پیداست مدت هاست دارید رو ترانه کار می کنید و حتما دید دقیق تری هم نسبت به فردی مثل من از لحاظ فنی و تکنیکی به ترانه دارید اما از نظر احساس ترانه راستشو بخواید باهاتون موافق نیستم. اتفاقا من زمانی به ترانه علاقمند شدم که از احساس رایج در بسیاری از ترانه ها راضی نبودم. ترانه بخشی از تجربه ی زیسته ی هر فردیه و اگه تجربه ای اصیل بود به این معنی نیست که باید همه گیر هم باشه. بازم ممنون از نظرتون. موفق باشید @};- @};- @};-
  • سلام خانوم زیوری عزیز@};- کار زیبایی بود یه قسمتاییش اگه ویرایش بشه قطعا زیباترم میشه بانو. @};- *منو با خودت صــدا کن،وقتی آیــنه رو به رو ته،*این قسمت کارتون رو متوجه نشدم از اینکه باخودت صدام کن،یا آوردن آینه چه مفهومی رو میخواست برسونه. :"> *نه تو رو نـزدیک دیدن*این قسمت فکر کنم یه از کم داره برای اینکه معنی کامل بشه. قطعن دوستان که بیشتر میدونن راهنمایی بیشتری میکنن شمارو. :-) ممنونم ازشما.
  • @};- ☼ سلام بانو ☼ @};- وزن انتخابیتون خیلی دست و پا گیره مانور شما رو کم می کنه اثر شما به شعر نزدیک تره تا ترانه حجتی..حزن..وصالم..غزلواره ی..هبوطه ... این کلمات برای ترانه کاربردی نداره .. این مصرع: گرچه راه ما موازی، راهی جز جدا شدن نیسـت.بخش اولش فعل نداره _____ شما مســـــتعد هستید از تصویر و ترکیبــــات ترانــــــه مشخصه دوست دارم ترانه های شما رو دنبال کنم و نبوغ ترانه های شما رو در همیــــــــن محفل شاهــــــد باشم به امید روزهای طلایی شما @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • اوووووول