آون ازم گذشتی

از دست تو دلگیرم، از غصه من میمیرم

ازدست تو این روزا ، با غصه ها درگیرم

عاشق ومجنون بودم شاید که غافل بودم

عشقت واسم کابوس شد من با تو همدل بودم

از دست تو و کارات ، آخر به گل میشینم

شاید که حق با توئه ، بیخود به دل میگیرم

ی لحظه باش جای من ،ببین دارم میمیرم

ببین که حق با منه ، سراغتو میگیرم

گفتی که هم زبونی ، حرف دلو میخونی

نشون به این نشونی، پای عشقت میمونی

از دست تو پریشون ،کنج اتاق میشینم

تا پاسی از دل شب ، همش عزا میگیرم

از دست تو که رفتی ،رفتی و بر نگشتی

بی حس وبی علاقه، آسون ازم گذشتی

دیدی خودت نخواستی، من به تو گفته بودم

به رسم این عاشقی ،دل به تو بسته بودم

حالا که فکر میکنم ، به این همه حماقت

خدا برس به دادم ، بهم کرده خیانت

لعنت به من خدا جون، ببین چه ساده بودم

حماقتم تا چه حد؟ ، دل به کی داده بودم

خدا خودت میبینی، رفتن لحظه هامو

شکستن نفسهام ،اشک توی نگامو

دنیام شده ی سلول ،سلول انفرادی

جواب خوبی هامو، به بدترین شکل دادی

از من به تو نصیحت ، تو عاشقی، صداقت

نشون بده لیاقت ، نکن بهش خیانت

از من به تو نصیحت ،با سادگی،حماقت

میرسی به حرف من میرسی به ندامت

اگر خواندن این ترانه را منزلتی باشد آن هم تقدیم نگاه پر مهر ومحبتتان
ارادتمند…………..
محمد نوری سرخنی

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی محمد نوری سرخنی

من محمد بیست سال دارم افتخارم اینه که دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان تو رشته مهندسی مکانیک طراحی جامدات هستم متولد 24/2/1372تهران اصالتا\" گیلانی و اهل شهرستان رودبار هستم و بزرگ شده شهرستان ساحلی رودسر تازه ترانه سرایی رو شروع کردم تازه برا خوانندگی هم شروع به کار کرم از ترانه سرایی وموسیقی .خوانندگی لذت میبرم البته خوندن ترانه هایی که زیبا باشه ونشونی از نشونه های خدا باشه وبتونه یه حس خوب یا یه پدیده ای رو به مردم انتقال بده وآشنا کنه 09118445660