دلهره تنهایی

دلهره ی تنهایی

مگه رفتن به همین سادگیاست دیوونه
سردی نگاه تو قلبمو می لرزونه

تو هنوز به جاده دل ندادی و دلتنگی
پشت این پنجره کز می کنه و می مونه

کسی که یه عمره حرفای خودش رو خورده
منو ازعاقبت سکوت نمی ترسونه

خیلی چیزارو نمی گفتی و می فهمیدم
از چشایی که پر از بغض تر بارونه

دم رفتن شده که دلهره ی تنهایی
به همه حال خراب منو می فهمونه

من تحمل می کنم شبای این جدایی و
فک نکن که خیلی هم برای من آسونه!

پ.ن: هیچ وقت نمیتونم برای کارام سطحی رو انتخاب کنم یا بگم کدوم خوبه کدوم بده این مخاظب هست که معلوم میکنه مشکل کار من و نقصش از کجاست.
این ترانه شاید ساده اما برای من خاطره یک شب تلخ بارونیه! همین دو هفته قبل لاهیجان – بام سبز- و منم خیس بارون تنها قدم زدم گریه کردم و این ترانه متولد شد!
saeid soltani

از این نویسنده بیشتر بخوانید: