(( مـــادرِ خنــــجـــر…! ))

((بســــم الله الرحــــمــــن الرحــــیـــــم))

دکـــتر! میگـن کارُم تمـــومه، راســت میگن؟!
میگـــن یه عمــری غصــّه خــوردن کااار دستُم داد
بایــد که هردو دستُمه بالا بیـــارُم چــون
تقــدیـــرِ پســـتِ بی شـــرف آخـــرشکستــُم داد!

میگــن برو خوشـــحــال باش… راحــت میشی مـادر!
حــداقــلش اوجــا دیگه دردیس نمی بیـــنی
اوجا نه جیــغ هست، نه زنــدونی، نه آژیـــری
اصــلا دروغ و ظلـــم و نامـــردی نمی بیــنی!

اوجــا نمی خــواد لنــگ یارانه ت بمــونی و
دلــناگـــرون (دلنگران) قســط وامِ دخــترت باشی
بعــد از یه عمــری کـــلفَتی توو خونــه ی مردم
دربــون گـــور ساکــتِ نون آورت باشــی!

اوجــا نبایـــد چون زنی، وحشــت کنی هرروز
از خنـــده ی بقــّال و چشـــم مردِ همسایه ت
دکــتر! نمی دونی چه دردی داره تنهایی
وقــتی یه عمـــری مثــل سگ می ترسی از سایه ت!!!

….

جـــانم! شمــا بیماری تون انقـــدر جــدّی نیست
کی گفـــته "ام اس" آخـــر دنیـــاســـت مــادرجــان؟!
چن(د) تا مریــض مــن همیــن بیماریُ داشـــتن
جنگیـــدن و از بنـــده هم سالم تــرن الآن!

ازاین به بعد بایـــد یه کم پرهیــ(ز) کنی مــــادر
سیـــگــار و و داد و اســـترس واست خطر داره
حتــما غــذاهای مقــوّی تر بخــور هــرروز
ورزش کنی، توو روحــیه ت خیــلی اثر داره

داروت یه مقــداری گرون هست امــّا با بیمه….
اصــلا شمــا دفــترچه ی…. دکـــتر! ببخشیــنااا!!!
امـــاّ مــُو (مــن) از حال خودُم بهــتر خبــر دارُم
دردِ مُو با مــردن دوا میـــشه … نِه با ایـــنا!

خـــانم شمــا….. دکـــتــر براتون زحمــتی دارُم
مــُو توی ای (این) شهــر درندشــ(ت) بی کِـس و کارُم
تنــها شنــاسُم توو دلِ غربـــت شمایی و
بایــد تِمـــومه ارثُ مه دســـت تــو بسپـــارُم! …..

سهــم مــُو از دنیـــا فقــط ای خنجـــره دکـــتر!
اییی خنجــری بیـــســت ساله توی آتیـــشه
تیــغی که مُــو هرشــب با اشکـــُم صیقــلش دادُم
امــشــب توو قلـــب قاتـــل بچـــّه م فــرو میشه!!!

مــُو مـــادر اووو (اون) بچــّه ای هستُم که یک روزی
توو مســـتی زیــر چرخ مــاشیــنت لهــش کردی
حــتــّی نمــوندی تا ببیــنی چی سِرش اومـــد؟!
حــالا قصــاصــت می کُنُم ویــــروس نامـــردی!!!

گفــتی بِرام سیـــگـار و درد و غم ضــرر داره؟!
مــُو کــلّ عمـــرّم با غــم و دلـــواپِسی ســر شد
حالا فقـــط دلتنـــگ سیــگارُم …. فقــط سیـــگــار!!!!
دکـــتر!!! خـــدا خیــــرت بده…. دردُم سبــک تر شد….!

فایـــل صــوتی خوانـــش ترانه:
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=bdcd41181cec684aebe541ab4c9edb1c
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با سلام به شما هم ترانه های گرامی

این ترانه برای من تمرین بسیار دلنشینی بود برای وارد کردن دیالوگ در فضای روایت و درعین حال با گویش نوشتن. میدونم که اونطور که باید و شاید از پسش برنیومدم اما این اتفاق قطعا شروع خوبی برای بسیاری اتفاق های دیگه در دنیای ترانه هام خواهد بود…
قرار دادن فایل صوتی خوانش ترانه توسط خودم که بسیار هم ابتدایی و سریع تهیه شد، صرفا به دلیل گویش خاصی بود که هویت این اثر مشروط به درست ادا شدنشه و اگر ایرادی در شکل ادای واژه ها هست قطعا اشکال در وارد نبودن من به این گویش خاصه… ازهمه ی دوستان میخوام نواقص رو به بزرگی خو.دشون ببخشن.

((بهــــشـــت نصیـــبـــتان))

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام حميده جان به نظر من به عنوان اولين تجربه عالي هم بود! دوستان به بعضي ايرادات اشاره كردن و بعضا به جا هم بود اما اين هيچ چيز از ارزش هاي كارت و جسارتي كه به خرج دادي كم نمي كنه،انشاا... در ادامه تو اين سبك هم استاد بشي گلم. :-) @};- @};- @};-
  • سلام دوست خوبم... کارو گوش دادم به سمت پایان که میری مسلطتر میشی اجرای دو گویش در یک مصراعت با تغییر لحن واقعا عالی و بدون نقص بود اما... روایت رو عقیم دونستم اینکه یه نفر بعد از بیست سال درست به دردی دچار بشه که قاتل بچه س دکتر اونه یه نمه کار رو سرسری کرده استفاده از واژه خنجر رو هم مناسب ندونستم به هر حال اینکه جسارت تجربه فضاهای متفاوت رو داری بهت تبریک میگم @};-
    • سرکار خانم غفوریان چند تا از کامنت ها رو خوندم یه نکته به ذهنم رسید خدمت دوستان هم ترانه عرض کنم که خلاقیت و نبوغ اگر از ترانه گرفته بشه روزمرگی جای اونو میگیره و توصیه به ترانه سرایی که یکی از مشخصه هاش تفکر نو و خلاق در ترانه هست یعنی کشتن نبوغ اون ترانه سرا و گرفتن مهمترین مولفه پیشرفتش که از ایشون درخواست میکنم این توصیه دوستانه و برادرانه بنده رو در ترانه سرایی بکار ببرید و جسورانه به این رویه ادامه بدهید البته با حساب و کتاب @};- @};- @};- @};-
  • خدارو شكر كه امروز خوندن اين ترانه قسمتم شد... ممنون بابت قلمتون و... مووفق باشيد
  • حمیده ی عزیز چه صدای زیبایی داری :-x و چه لذتی داشت شنیدن این ترانه با این سبک نویی که انتخاب کردی :-x .. تبریک میگم..خیلی کار زیبایی بود .. =D> =D> =D> مثل همیشه در اوج.. @};- @};- @};-
  • درود حمیده سادات گرامی.این که نو آوری و توانمند شمارو متمایز میکنه از خیلی دوستان =D> .بسیار تو این ژانر موفق بودی =D> .لذت بردم.فایل صوتی کارتو شنیدم و کلی هم اجرات جالب بود =D> .سعادتمندم که کارت رو میشنوم و میخونم.شاد باشی و سلامت بانو @};-
  • یعنی نمیدونید چقد کیف کردم خانوم سلام من عاشق اشعاریم که توش داستانو دیالوگ باشه. خیلی مضمونتون عالی بود. هرچی بگم کم گفتم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • سلام خاتون شعرتونو خوندم جسارتاً منم با نظر خانوم قریشی موافقم امیدوارم نرنجید از من و ترورم نکنید لبالب از لبخند، روز و شبت... @};- @};- @};-
  • سلام حمیده سادات این تجربه تو دوس داشتم. @};-
  • درود حمیده جان خیلی لذت بردم ، مخصوصا وقتی با صدای خودت دوباره ترانه رو مرور کردم @};- آفرین.... کارت حرف نداره عزیزم =D> =D> =D> @};- @};- @};- پیروز باشی
  • عالی بود حمیده ی عزیزم ...
  • خیلی هم خوووووب حمییده بانو :-x @};- @};- @};- @};- @};-
  • احسنت =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> ببخشید ... سلام ! انقدر عالی بود که سلام کردن یادم رفت مرسی بابت این جسارت همیشه نو باشید گذاشتن فایل صوتی خوانش هم کار خوبی بود که شاید من هم در آینده ازش تقلید کنم و امیدوارم توی این سایت سنت بشه ... البته میدونم که شما به وزن خیلی اعتقاد دارید و اما من به وزن خیلی اعتقاد ندارم . فکر می کنم گذاشتن فایل صوتی خوانش خیلی از مشکلاتو حل می کنه ... انشا الله ... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام بر شما من همیشه از سنت شکنی که شجاعت میخواد لذت می ببرم از انجام کار نو و جدید که خلاقیت میخواد لذت می برم . انشاءالله موفق باشید. @};- @};- @};-
  • ترانه ی کامل و بسیار خوبی بود @};- دانلودشم کردم، واقعا لذت بردم حمیده عزیزم :-x @};- صداتم به دلم می شینه :-x به نظرم این ترانه استارت خوبیه و یه تمرین کاملا حرفه ایه خیلی خوب شروع شده و واقعا از آغاز کار لذت بردم دکـــتر! میگـن کارُم تمـــومه، راســت میگن؟! میگـــن یه عمــری غصــّه خــوردن کااار دستُم داد بایــد که هردو دستُمه بالا بیـــارُم چــون تقــدیـــر ِ پســـتِ بی شـــرف آخـــرشکستــُم داد! =D>=D>=D>=D>=D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- خـــانم شمــا….. دکـــتــر براتون زحمــتی دارُم مــُو توی ای (این) شهــر درندشــ(ت) بی کِـس و کارُم تنــها شنــاسُم توو دلِ غربـــت شمایی و بایــد تِمـــومه ارثُ مه دســـت تــو بسپـــارُم! ….. این دو تا بند را خیلی دوست داشتم =D> =D>=D>=D>=D>=D>=D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- فقط به نظرم چند تا کلمه توی کارت خوب ننشسته بود تقــدیـــر ِ پســـتِ بی شـــرف آخـــرشکستــُم داد! ــــــــــــــــ (تقدیر) سیـــگــار و داد و اســـترس واست خطر داره ـــــــــــــــــــ (داد) حــالا قصــاصــت می کُنُم ویــــروس نامـــردی!!!ـــــــــــــــ (ویروس) جـــانم! شمــا بیماری تون انقـــدر جــدّی نیست ـــــــــــــ (جانم) که احتمالا ایراد تایپیه و بوده خانم کی گفـــته "ام اس" آخـــر دنیـــاســـت مــادرجــان؟! ــــــــ (آخر دنیاست) به این صورتم می شد بیاری کی گفتـه "ام اس" راه چاره ش مرگه مادر جــان؟! کلمات داخل گیومه مشکلی ندارن، ولی اگه عوض بشن خیلی کارت دلنشین تر می شه. و به نظر من اگه به جای دردِ مُو با مــردن دوا میـــشه … نِه با ایـــنا! مینوشتی : دردِ مُو با خنجـــر دوا میـــشه … نِه با ایـــنا! بهتر بود. مطالبی که نوشتم کاملا سلیقه ایه :-) @};- و پایان بندیش را این طوری در نظر گرفتم و از مطالبی که توی شعرت بود این پایان بندی بهم دست داد :-) 8-> گفــتی سیـــگـار و استرس واسُم ضــرر داره؟! می گن ام اس با شوک بچــــّـــم به جـــــونم زد یه عمره دارم در به در جُستِ (دنبال) تو می گردم ام اس خون ِ بچـــــــّمه که توی خونــــــُم زد *** مــُو کــلّ عمـــرّم تو تقاص ِ خون اوو ســر شد دکـــتر!!! خـــدا خیــــرت بده... دردُم سبــک تر شد...! به نظرم اگه پایان بندیش به این شکل بود خیلی بهتر می شد و چون ممکنه هرکسی ندونه ام اس با یه شوک بزرگ عصبی شروع می شه بهتر بود که باز بشه :-) باز هم می گم خیلی کارتو دوست داشتم و واقعا لذت بردم :-x لایک تقدیم به احساس دلنشینت @};- در پناه خداوند باشی دوست من @};-
  • سلام خانم غفوریان مدت کوتاهی است که به آکادمی اومدم و مهمان ناخونده ترانه هاتون شدم . ترانه هاتون زیباست . عاشقانه هاتون و خصوصا ترانه ((بچه های نارنجک)) . راستش را بخواهید آنچیزی را که انتظار نداشتم و ندارم کامنت های تند و تیزی است که نسبت به برخی دوستان در سایت منعکس میشه . گروه مثلث و مربع ؟ ((دانا باشید)) ها یا بعضی از کامنت هایی فوق راستش را بخواهید احساس می کنم گاهی اوقات بعضی نظرها را با پیش داوری پاسخ می دهید . دوست داشتم این طوری نبود. اما از آنجایی که حساب ترانه از ترانه سرا جداست باید عرض کنم قلمتون را دوست دارم و یکی از آنهایی هستم که کارهاتون را دنبال می کنم . قلمتون سبز @};- و به امید موفقیت روز افزون شما در تمامی مراحل زندگی @};-
  • سلام خانم غفوریان عزیز ترانه تون خیی زیبا است خیلی زیبا @};- @};- @};- @};- @};- @};- گویش لری است یا گویش دیگر نمیدونم اما دوست دارم بدونم همین باعث میشه حداقل افرادی مثل من جرات پیدا کنند ترانه هاشونو که به زبان مادری سرودن رو سایت بذارن
  • خیلی قشنگ بود مخصوصا واسه من که مشهد یم گویش خیلی اشناس حالا فقـــط دلتنـــگ سیــگارُم …. فقــط سیـــگــار!!!! دکـــتر!!! خـــدا خیــــرت بده…. دردُم سبــک تر شد….! به دلم نشست @};-
  • @};- @};- @};-
  • سلام حميده ساداتم :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x شرمنده م كه اينقدر دير اومدم پاي احساس تازه متولد شده ت خواهرم... :"> :"> :"> :"> :-x :-x :-x الانم چن دقيقه به مدرسه مه... اما نميدونم چرا يه هو هوايي شدم براي كامنت گذاشتن 8-> :-? :-) اينكه توو اين ترانه مثل هميشه لحظه لحظه ي بغض و بي كسي آدمارو لمس كردي براي شكستن پابه پاي واژه هاي دلشكسته ت كافيه... ميدوني كه هر ترانه اي رو دوست نداشته باشم بي تعارف بهت ميگم....اما اين ترانه حسابش از بقيه ي كارات جداست... ترانه اي كه اولين بار موقع شنيدنش با صداي گرم و مهربون خودت ( حالا بماند ذات پليدت كلا 180 درجه برعكس اين صداي معصومه! ;)) ;)) ;)) ) يه دنيا ذوق زده شدم و توو دلم با همه ي وجودم بهت افتخار كردم و ايضـــــا افتخار ميكنم. خواهر هميشه با احساسم...خواهر هميشه" درد" شناسم... اميدوارم اين سبك و ادامه بدي چون بي نظير ظاهر شدي...چون با خوندن ترانه ت عاااشقش شدم...براي چندمين بار :-x تا حالا سه چهار مورد از ترانه هاي ديالوگي خوندم.....حتي قبل از اينكه توو آكادمي كاري منتشر بشه... فكر ميكنم درسته برخي مواقع ابداع سبك جديد خلاقيت و نوآوري محسوب بشه اما شيوه ي بكارگيري سبك و همراه كردن تصوير و طرز بيان و بازي با واژه ها و نفس كشيدن شاعر توو تك تك ابيات هم مهمه... من از صميم قلبم خوشحالم كه توو اين سبك موفق ترين ترانه بودي... حداقل از بين اون كارهايي كه توو اين سبك"" تاحالا"" خوندم و شنيدم... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- در پناه آرامش و امنيت خدا باشي....خواهر خوب و نازنينم :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x
    • الهه درکت میکنم مادر جان منم حسابی ذوق زده شدم فک کنم از کامنتنم کاملامشخصه :-x حمیده بانو الان فک کنم یه 6 ، 7 باری ترانه رو با صدای خودتون گوش دادم بازهم گوش میدم :"> :"> یه چیز دیگه همه ی حرفایی رو در باره ی ترانه میخواستم بزنم این وروجک گفت آخیش ته دلم مونده بودا ااا به خاطر این کار الهه باید یه 20 به نمره هاش اضافه کنم =D> ;))
      • فریـــبای گلـــم خوشحالم که صدا و احساس منو دوست داشتی و با قلـــب مهــربونت همراهم هستی :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x ((ســرنوشـــت تان بهــــشـــت))
    • ســلام الـــهه صفــا و یکـــرنــــگی :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x تو هـــر زمـــان که بیــای برای من اولیـــن نفری عزیـــزم :-x :-x الــهی من فـــدای اون مـــدرسه رفتنت بشــم که می خــواد از تو انیشـــتن بســازه :-x :-x ;)) ;)) هنوزم صــدای فریــادت بعدازاینکه این ترانه رو برات خوندم توو گوشمه عزییییز دلم 8-> 8-> خوشحــالم که مثل همیـــشه عمق درد و احساس منو درک کردی و با تاییدت بهم دلــگرمی میدی :-x :-x توی این تجربه ی جدید خیلی چیزا یاد گرفتم و همونطور که می دونی و میدونم بی شک در آینده هم توی شعــر و ترانه هام ازشون استفاده می کنم گلم. 8-> 8-> ممنونم که همیـــشه با وجــودت برام یک آسمون آرامـــش و دلگرمی و شادی میاری الــه ی نازنیـــنم :-x :-x :-x :-x همیـــشه عزیـــزتریـــنی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((آغــوش سراســر رحمـــت پروردگـــار نصیــــبـــتان))
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • عرض سلام مجدد خواهر عزیزم نقد بچه ها و جواباتونو خوندم از قسمتی از جوابتون به رضا معظمی خیلی خیلی خوشم اومد و این نوع واقع بینانه به فضای اینجا نگاه کردن یعنی بینش وسیعی که تعارف بردارم نیست و باید گفت شما خیلی خوب طرز دیدگاهتونو نشون دادین =D> =D> =D> اما نظر خودم خواهر گلم شما یه هنر پیشه هستین اینو به جرات میگم این همذات پنداری شما با اون پیر زن واقعا از تو صداتو معلومه واین تصویر سازی های قوی حاصل همون همذات پنداریه نمیدونم شاید برای رادیو باید هرچه زودتر اقدام کنین این نظر منه تو کارتونم فقط یه مورد جالب شد دکتری که اون پسر بیچاره رو زیر گرفته اینقد دلسوزانه برای پیر زن شرح میده که اونجا خبری از قسط و بدبختیو بیچارگی نیست (کاش همه ی دکترا اینطور بودن) این نظر منو جلب کرد ولی از آدمیزاذی با این شخصیت پیچیده هیچ چیز بعید نیست مطمنم اجرای با کیفیت تر این کار با اسقبال روبروم میشه من شخصا تو ذهنم گفتم آفرین...بارها و بارها @};- @};- @};- @};-
    • رسول آدینه عزیز شما که داستان رو اشتباه متوجه شدی چرا از جوابی که ایشون به من دادن خوشتون اومد؟لااقل اگه میخوای از کسی دفاع کنی کارش رو با دقت بخون دکتری که اون پسر بیچاره رو زیر گرفته اینقد دلسوزانه برای پیر زن شرح میده که اونجا خبری از قسط و بدبختیو بیچارگی نیست///اینارو خود پیره زن داره میگه.... من مشکلی با خانوم غفوریان ندارم.و اگه نقدم رو گذاشتم از رو دلسوزی و مثل همیشه دوستانه بود.همونطور که از کار قبلیشون دفاع کردم چون به نظرم نمیشد ضعیف خطاب بشه اونم بی دلیل!و اصلن من نگاه به نام ایشون نمیکنم.اینجا با ترانه سروکار داریم نه چیز دیگه ای!روابط شخصی مال بیرون از اینجاس.هرچند که بیرون از اینجام با ایشون مشکل ندارم.هیزم تری به من نفروختن.اما واقعن با نحوه ی جواب دادنشون نشون دادن که خیلی اشتباه کردم و کامنت گذاشتم.خانوم غفوریان به من میگن "نادان" در صورتی که من واسه دعوا نمیام و نیومدم.چون اصولن اینجا چاله میدون نیست.خیلی ناراحت شدم وقتی دیدم کسی از این طرز برخورد استقبال کرده.حیفه رسول.تو شاعری.انتظارم از تو با عامه ی مردم فرق داره.من رو حتی دوست خودت ندونی نباید از این برخوردا خوشت بیاد.کامنت تو دلمو سوزوند.خیلی بیشتر از کامنت خانوم غفوریان... موفق باشی خانوم غفوریان چرا باورتون نمیشه که یکی از کارای شما خیلی خوشش میاد و سبک ترانه گفتنتون رو دوس داره؟نمیتونم اسمشون رو بگم شاید دوس نداشته باشن.تا به حال همه ی ترانه های شمارو خوندن.اعتماد به نفس داشته باشین. این آخرین کامنت من برای شما بود.دیگه هیچوقت این اشتباه رو تکرار نمیکنم.و البته بعد از اون داستان "دختر قاجار" اگه رو ترانم نمیومدین هیچوقت رو ترانتون نمیومدم.فک کردم حسن نیت منو فهمیدین.... با بهترین آرزو ها برای شما @};- راستی خانوم غفوریان عزیز کسی که بخواد با نظر نذاشتن و اثر نذاشتن تو 2 تا آپ فراموش بشه دیر و زود فراموش میشه. ((ماندگاری نصیبتان))
      • رضای عزیزم مجازات قبل از تفهیم اتهام!!!! اول اینکه من داستان وکامل متوجه شدم یه بار دیگه نظرموبخونی متوجه میشی از کدوم قسمت داستان دارم میگم ودوم اینکه از کجای کامنته من ناراحت شدی؟ داداشم اصلا میدونی من از کجای جواب ایشون به شما خوشم اومد؟؟ پرسیدی؟؟بزار برات عین گفته هاشونو کپی کنم "زیر این سقف مجازی دوام حضور ما فقط بستگی به بودن خودمون داره، هر کدوم از ما هرچقدرهم که پر طرفدار به نظر برسیم اگه فقط توی یکی دو آپ اثر و نظری نذاریم به سرعت از یاد خواهیم رفت :< " از این قسمتخوشم اومد که کاملا موافقم باهاشون فکر نمیکنم این نکته ی کلی که گفتم دلیلی برای ناراحتیت بشه تو از جمله کسایی هستی که همیشه در پیشرفت بچه ها از جمله خود من نقش موثر داشتی (اینو بدون تعارف میگم واصلا اهل نرمشِ قهرمانانه نیستم) وانتظار من ازت اینه که بحثای دوستانه ای که میشه به سمتِ چالش نره ومطابق ذاتم وبدون هیچ گونه ظاهر سازی که بعضی وقتا به من نسبت داده شده اگه ازجایی از کلام بنده آزرده خاطر شدی همین جا عذر میخوام تقذیم به تو @};- @};- @};- @};- @};-
      • یه نکته ی دیگه اینو کامل بخون جـــانم! شمــا بیماری تون انقـــدر جــدّی نیست کی گفـــته "ام اس" آخـــر دنیـــاســـت مــادرجــان؟! چن(د) تا مریــض مــن همیــن بیماریُ داشـــتن جنگیـــدن و از بنـــده هم سالم تــرن الآن! ازاین به بعد بایـــد یه کم پرهیــ(ز) کنی مــــادر سیـــگــار و و داد و اســـترس واست خطر داره حتــما غــذاهای مقــوّی تر بخــور هــرروز ورزش کنی، توو روحــیه ت خیــلی اثر داره داروت یه مقــداری گرون هست امــّا با بیمه…. اینارو که پیر زن به خودش نمیگه دکتر بهش میگه دلسوزی هست یا نه قبول دارم موقع تایپ یه بی توجهی کردم چند بند بالاتر و نقل کردم ولی کلیت حرفم درست بوده یا خیر انتظار نداشتم بگی اگه قصد دفاع داری لا اقل متوجه باش.... قابل ذکره من از اولی روزی که به آکادمی اومدم هم در دعوت دوستان هم در جواب کامنت ها نهایت دقت کردمکه ارزش هر کس که وقتی گذاشته رو با دقت در پاسخ ها و مناسب شان و نظر هر شخص علیرغم فرصت کم با حوصله بدم ومثل بعضی دوستان نمیام با ذکر" از شما ممنون" و کپی اون برای همه خودموراحت کنم پس مطمن باش کسی که این روحیه رو داره یه اثرو چندین بار میخونه بعد حرفی میزنه....فکر میکنم کارنامه ام در این زمینه روشنه فدای تووببخش اگه طبق معمول نبودم و حرفمو روراست زدم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • ای بابا...اینجا هم سر چیزای بی ارزش بگو مگوس [-( یعنی الان امثال من که قدمهای اول رو در این مسیر طی میکنیم، اگه فقط توی یکی دو آپ اثر و نظری نذاریم به سرعت از یاد خواهیم رفت؟ :-/ =(( =(( :< ای دنیای بی ارزش :< از واقعیت چه خیری دیدم که از مجازیت ببینیم :< [-( ای روزگار =((
      • خواهرِ عزیزم بگو مگو نیست بالاخره اختلاف سلیقه همه جا هست در مورد ترانه سرایی این بی رحمی ثابت شده مثلا یه زمانی خانم نیلوفر لاری پور حرف اول و میزدن الان اسمی از ایشون میشنویم؟؟ما که جای خود داریم باید با واقعیات کنار اومد رضا از دوستای خوبِ ماست ولی تنورِمباحثه داغ باشه بد نیست البته قبول دارم نباید تبدیل به مجادله بشه من به شخصه دستِ داداش رضا معظمی رو میبوسم دلخور نشه ازم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • آقای معظمی عزیز با اجازه شمابزرگواران کامنتاتون رو خوندم، آقای معظمی عزیز ناراحت نشید،دوست ندارم ببینم سر مسئله ی کوچیکی بین شما وحمیده ی عزیز اختلاف بیفته، اختلاف نظر همه جاهست:-( :-( :-S نذارید آخرین کامنتتون باشه،دوست باشید دوست عزیز. 8-> =D> نمیتونستم چیزی نگم.ببخشید اگه چیزی گفتم.. @};- @};- @};- @};-
      • سلام آقای معظمی من چه دراین پاسخم به شما چه در پاسخ نقدتون به "دخــتر قاجار" کمترین اهانت و تندی ای بهتون نکردم اما هربار به شما شدیدا برخورد. اگر من در پاسخم به مراتب پرمهــرتر ازاین هم برخورد می کردم و چشم و گوش بسته تمام حرفهاتون رو تایید می کردم بازهم دیر یازود پاسخ شما به من همین بود چون اصلا میخواید بحث دقیقا به همین جا برسه :-) همونطور که آقای آدینه هم در صحبتشون تنها یک قسمت کاملن بی طرفانه از حرفهای من رو تایید کردن اما این هممممممه به شما برخورد! دوست گرامی شما که از درستی و سلامت نقدتون مطمئنید نباید از برخوردهای نادرست احتمالی ناراحت بشید چون با گفتن صریح نظرتون رسالت خودتون رو انجام دادید و اگر کسی نقد درست شما رونپذیره به خودش ظلم کرده نه شما . ازاین گذشته واقعا در حرفهای من نقطه ی تلخ و عناد آمیزی وجود داره که شما صحبت از هیزم تر به میان کشیدید؟! این اشتباه ما ایرانی هاست که اکثر اوقات برامون حد وسطی وجود نداره و در هر مفهوم و واژه ای یا بدترین معنا رو جستجو می کنیم یا بهــترین. من نمی دونم برچه اساسی فرمودید منظور من از "دانــا باشید" اینه که بگم شما نادان هستید در حالی که واقعا قصدی برای القای این مفهوم وجود نداشته. وقتی شما به یک نفر می گید "سلامت باشید" منظورتون اینه که تو مریض و علیل هستی؟! وقتی میگید "موفق باشید" یعنی اون طرف موجود بدبخت و شکست خورده ایه؟!!!! :-? :-? نمیدونم این برداشت از کجا اومده؟!!!! :-/ اینکه گفتم کسی وجود نداره که منو آثارم رو شناخت حقیقی دوست داشته باشه، اتفاقن نشون از اعتماد به نفس بالای من بود آقای معظمی چون هم یک حقیقت رو با صراحت بیان کردم وهم با وجود اینکه این واقعیت رو می دونم بازهم سعی می کنم محکم و استوار توی میدون بمونم و بنویسم چون رسالت خودمو شناختم و می دونم از خودم چی میخوام. :-) من فقط گفتم اگر چنین کسی هم وجود داشته باشه این که سبک قبلی ترانه های منو دوست داره و دوست داره همون مسیرو ادامه بدم، انقدر موضوع بزرگ و غیر قابل گفتنی نیست که شما بخواید به نمایندگی ازایشون اون هم انقدر با کنایه بیان کنید وقطعا خودش میتونه بیاد ونظرشو بگه . این نه دلخوری داره نه قهــر. :-) اگر پای ترانه تون نظر گذاشتم و شما الان دارید منتش رو سرم میذارید و بابتش ملامت می کنید، به خاطر اینه که نیتم از بودن دراین محفل اینه که درکنار کسانی که بامن هم درد و هم نفسن با صمیمیت سلامت زندگی کنم نه کینه و قهر اون هم سر مسائل جزئی و تا جایی هم که کسی با رفتارش و کردارش منو مجبور به فاصله گرفتن از خودش نکنه روالم تا ابد همین خواهد بود. :-) بنده اگر به حسن نیت شما متعقد نبودم شخصا توی پیام خصوصی ازتون نمی پرسیدم چرا نقدتون رو پای ترانه هام ندارم و ازتون دعوت نمی کردم . حالا اینکه این همه شبهه و دلخوری از کجا به وجود اومده واقعا برام جای سوال داره :-/ :-/ درآخر اگر نا آگاهانه و ناخواسته باعث رنجش خاطر شما شدم ازتون عذر خواهی می کنم و یاد آوری میکنم که بودنتون در کلبه ی احساسم همیشه باعث خوشحالی و دلگرمی منه. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((شایــــســـته تریــــن ها نصیــــبتان))
    • سلام داداش رســـول گرامـــی اعــترافی که در پاسخم به ایــشون داشتم برای خودم خیلی تلخ و ناگوار بود :-S انقــدر تلخ که برای باور کردنش مجبور شدم بهــای سنگینی رو بدم =(( :-S اما متاسفانه حقیقت داره :< فقط امیدوارم این حقیقت فقط درمورد من صــدق کنه نه دیگران : :"> جوون که بودم تمام دوستانم معتقد بودن باید هنرپیشه بشم :-) یک بارم توی یک تست که توسط یکی از کارگردانهای مطرح از اکثر بچه های مدرسه گرفته شد انتخاب شدم اما به خاطر یک سری محدودیت ها نتونستم توی اون فیلم بازی کنم :-S :-S هیییییی جووونی کجایی که یادت بخیـــر :< :< همونطور که خودتون هم دوباره اصلاح فرمودید دکتر سعی می کنه از روی ضوابط شغلیش یک سری حرفهای روتین رو به پیرزن بگه و در واقع دلسوزی رو بازی می کنه! خوشحالم که که دلنوشــته ی من مورد توجه طبع تون قرار گرفته برادر تمــام شاعرم. ممنونم از حضـــور بی آلایــــش شمـــا @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((ســـرزنــــده باشیـــــد))
      • آبجی عزیز علیک سلام میدونی یه چیزی میخوام بگم همذات پنداری فجیع با شخصیت ترانه تون کردین دیگه :-) :-) جوونی کجایی که یادت بخیر ;)) اتفاقا همین اتفاقم برای من افتاد یه سال تو دزفول جشنواره ی فیلمی بود بعدا فهمیدم ایشون مجید مجیدی بودن کلاس پنجم بودم اتفاقی تو محوطه مجتمع با دوستامون از درو دیوار بالا میرفتیم که منو یکی از دوستانو صدا زدن وگفتن اگه دوست دارین بازیگر بشین فردا صبح بیاین فلان جا.....ما هم که اصلن تو این نخا نبودیم پشت گوش انداختیم و اینطوری شد که شُتُرِ بخت رو فرستادیم بره پای کارِش.....ولی خاطره ی خوبی شد واسه تعریف کردن :-) :-) :-)
  • سلام خانم غفوريان عزيز بعد از شنيدن اين كار هيچ چي نميتونم بگم كاش همه كاراتون رو دكلمه ميكردين و ميزاشتين واقعا زيبا بود چه بغضي تو صداتون بود چه بغضي تو ترانه تون هست هر چي بگم زيباست بازم زيبا تره اين كار رو اونقدر خواهم شنيد تا از بر بشم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • سلام آقای صادقی گرامی این تاییدتون واقعا باعث دلگرمی منه. :-) خوشحالم که صدا وترانه ی ساده ی من رو دوست داشتید :-) ممنونم از همـــراهی سراسر مهر و یکرنگی شما @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- (( بهـــشـــتی باشیــــــد))
  • لذت بردم از خوانش کارتون همینطور شنیدنش گرچه ناقص دانلود شد اما باز هم لذت بردم @};- دست مریزاد لایک @};-
    • سلام آقای جاویـــدان گرامی خوشحالم که دلنوشته ی ساده ی من به دل احساس تون نشسته :-) اگر موفق نشدید فایل صوتی رو به طور کامل دانلود کنید ایمیلتون رو برام بفرستید تا براتون ایمیلش کنم. ممنونم از همـــراهی مهــربان و دلگـــرم کننده ی شما. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((بهــــشـــت دوجهـــان نصیــــبتان))
  • سلام خوبید؟کارهای خیلی زیبایی از شما خوندم.... من نتونستم فایل رو پیدا کنم :-( موفق باشی آجی @};- =D> =D> =D> =D>
    • سلام آقای سعادتی فر گرامی خوشحالم بعداز مدتی دوباره به جمع هم ترانه ها برگشتید. :-) لینک فایل صوتی پایین متن ترانه نوشته شده و باید دانلودش کنید اگر موفق نشدید بهم اطلاع بدید تا براتون ایمیلش کنم. ممنونم از همـــراهی پرمهــــرشمـــا @};- @};- @};- @};- ((عاقــــبـــت بخیــــر باشیــــد))
  • یَرَه گَه کارِ مو و تو دِرَه بالا می‌گیرِه....ذره ذِره دِرَه عشقت تو دِلُم جا می‌گیرِه روز اول به خودُم گُفتُم ایَم مثل بَقیِ....حالا کم کم می‌بینُم کار دِرَه بالا می‌گیرِه چَن شَبه واز مثِ چهل سال پیش ازای مرغ دِلُم....تو زمستون بِهِنَهٔ سِبزهُ و صِحرا می‌گیرِه چَن شَبه واز می‌دوزُم چِشمامِه تا صُبحه به چُخت...یا بِیِک سَم بیخودی مات مِنَهُ، را می‌گیرِه تا سحر جُل می‌زِنُم خواب به سُراغُم نيمیه...هی دِلُم مثل بِچَه بِهَنِه بی جا می‌گیرِه موگومِش هرچی که مَرگِت چیه کوفتی! نِمِگَه....عَوَضِش نِق مِزِنَه ذِکر خدایا می‌گیرِه پیری و معرکه گیری که مِگَن کار مویه....دِفتر عُمر دره صفحه پینجاه می‌گیرِه اون که عاشق شده پِنهون مِکِنَه مثل اویَه....که سِوار شُتُرَ و پوشتِشِه دولا می‌گیرِه کُتا کِردَن دامِنارِ تا بیخِ رون، مَشتی عماد!....دیگه مِجنون توی خواب دامنِ لیلا می‌گیره از این ترانه هم تا با صدای استاد نشنیدم چیزی نفهمیدم @};- =D>
    • بنده که چیزی نفهمیدم اوناییکه فهمیدن به ما هم بگن قضیه از چه قراره بالاخره جریان دکتر و پیرزن چی بود لیلی مرد بود یا زن @};- =D>
      • سلام دوباره آقای تاج گرامی به خاطر نوشتن این شعر محلی زیبای عماد خراسانی بزرگ ازتون بی نهایت متشکرم. خاطرات خیلی شیرینی رو برام زنده کردید 8-> 8-> شما فایل صوتی ترانه رو گوش ندادید یا بعداز گوش دادن هنوزم قصه براتون جای سوال داره؟! :-/ ممنونم از تامـــل شما @};- @};- ((دلــــخـــوشی هایــــتان مانـــدگار))
      • البته با صدای روح نواز استاد شجریان برای بنده هم خاطرات زیبایی رو تداعی میکنه @};- @};- @};- چرا فایل صوتی رو بالاخره شنیدم و اینه که میگن ترانه رو باید در قالب موسیقی جای داد و بعد نظر نهایی رو داد کار نو و خلاقانه ای با نوای دلنشین جنابعالی ....... خیلی هم خوب @};- =D>
  • سلام دست به قتل نزده بودید که رسما زدین... ;)) ;)) ;)) ;)) هر چند که فایل صوتی رو هنوز گوش ندادم اما =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام خنجرتون رو غلاف کنید لطفا ;)) ;)) ;)) گویش به لری نزدیک...گویش بکار برده شده به اثر زیبایی خاصی بخشیده.. کاش روی گویش بیشتر کار می کردید و یه گویش خاص مثه گویش لری خیلی به باورپذیر بودن و زیبایی اثر می تونه کمک کنه... صداتون برای گویندگی رادیو بسیار مناسب و زیباست... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام آقای بهاری زاده ی گرامی هییییییییییس!!! صداشو درنیارید برادر من الان پلیسا می ریزن اینجا :-S :-S آفرین اشاره تون کاملن درست بود =D> =D> سعی کردم این لهجه کمی به لری نزدیک باشه و رگه هایی از چند گویش دیگه هم داشته باشه البته من تقریبا باهیچ لهجه ای آشنایی کامل ندارم و امیدوارم صاحبین این لهجه ها عذر منو بپذیرن :"> :"> اتفاقن کارگردان نمایش هم همین نظر داشت ولی خودم اینطور فکر نمیکنم. :"> :"> متشکرم از نظر لطف شما وهمراهی گرم و پرمهــرتون @};- @};- @};- @};- (( خوشبخــــتی نصیــــبتان))
  • @};- @};- با سلام خدمت شما عزیز ترانه ای که سروده اید سبک خاصی داره یه توضیح کوچولو هم میدادید برا ما شاگرد تنبل ها @};- @};-چون بنده حقیر نتونستم درک خوبی از ترانه داشته باشم و در نگاه سبک شناسی هم چیزی ندیدم
    • سلام آقای تاج گرامی خیر هیچ سبک خاصی که بتونه نواقص ترانه رو صحه بگذاره وجود نداره من دراین دلنوشته فقط شیوه ی روایت دیالوگ محور و استفاده از گویش خاص رو تمرین کردم که گمان نمی کنم روی محور اصلی ترانه تاثیر خاصی داشته باشه. اگر درک نکردید قطعا ایراد از بنده است :"> :"> ممنونم از حضـــور پرمهــــر شمـــا @};- @};- @};- @};- ((پایـــــنــــده باشیــــــد))
  • سلام :-x چی شد چی شد.... کشتیش؟!!! :-)) چرا صدای جیغش نیومد پس... :-)) ______________ ایول سبک کم نظیر وجالبی بود.... باگویش شیرینِ...نمیدونم چی چی ;)) مشهدی بود :-/ فقط جاهایی رو سانسور کرده بودیا...اینجا مگه منفی 18 هم داریم ;)) خیلی جالب بود ولی خب .... انتقاد نکنیم بهتره یه وقت خنجرتو تو دل نقادات فرو میکنی :-)) ______________ بسیار لذت بردم درود =D> @};- @};- @};-
    • سلام مریـــم مهـــربون و گلــــم :-x :-x :-x :-x آره دیگه کشتش منتها رو ترانه صدا خفه کن گذاشتیم که صدای جیغش باعث نشه همسایه ها پلیسو خبر کنن ;)) ;)) انشاءالله بعد از ضبط نسخه ی نهایی نمایشنامه صدای جیغشم میشنوی :-) نه عزیزم لهجه مشهدی نبود ترکیبی از چندا لهجه بود. بعضی قسمتها رو خودم تغییر دادم و یک قست هم ممیزی خورد :-) نه عزیز دلم هر انتقادی داشتی با خیال راحت بگو من انتقادو از هرکسی که باشه با جون ودل گوش میدم و راجع بهش فکر میکنم. تا به حالم یادم نمیاد خنجر توو سینه ی کسی که نقدم کرده فرو کرده باشم حتی اگه بدونم نقدش دیکته شده است. :-) ممنونم از حضـــور مهربونت گلم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((بهــــتریــــن ها نصیــــبـــتان))
      • سلام مجدد... :-x بــــلــه.... بی صبرانه منتظریم ببینیم بلاخره جیغش همسایه ها و پلیسا رومیکشونه وسط یا نه ;)) ترکیب لهجه ها؟پس تو کار میکس هم هستی،ایول 8-> =D> نقد دیکته شده؟ :-S :-/ نه حمیده جون شعرت که جای نقد نداره ولی اگه بخوام شعری رو نقدکنم،نقدم حاصل برداشتهای خودم خواهد بود... :-S بازم ممنون عزیزم...موفق باشی مثل همیشه @};- @};- @};-
  • درود حمیده جوون :-x خانم شما خجالت نمیکشی اینجا می نویسی ( سیگار و داد و استرس ) بعد می خونی ( مشروب و ... ) ;)) بعدشم خوبیت نداره انقدر آدم بپره وسط حرف دکترش ، دختر خوبی باش ... ;)) سوما ، خوشحالم که باز هم توفیقی نصیبم شد وشعرت رو با صدای خودت شنیدم :-x راستی گفتم توفیقی ، یادم افتاد آرش هم از دیالوگ تو ترانه استفاده کرده بود ... میدونی ؟؟؟ اینکه یه سبک جدید رو تجربه کردی خیلی خوبه اما فکر می کنم سبک تو نیست ، یعنی موفق نبودی تو این سبک و نتونستی اونطوری که مدنظرت بوده پرداختش کنی . فکر می کنم این ضعیف ترین کاریه که از حمیده سادات غفوریان خوندم و حیفه که اون همه شاعرانگی فدای قالب شعر بشه ... قبلا ثابت کردی که شعرات خوبن حتی مثنوی هم خوب می نویسی اما دیگه سعی کن گفتگو نکنی و جسارت من کمترین رو هم ببخش دوست خوب و همیشگیم :"> رای تقدیم وجود نازنیت @};- @};-
    • سلام معصــــومه ی عزیزم :-x :-x این از اون دست کلمات مخصوص بود که باید بنویسم سیگــار و بخوانیم مشــروب ;)) ;)) دکتری که انقدر روتین تکراری با درد مریضش برخورد میکنه باید با خنجر بزنی نصفش کنی وسط حرفش پریدن که چیزی نیست :-)) :-)) شمـــا این روزا مدام درحال به توفیق رسیدنی گلم انشاءالله همیشه توفیق تون روزافزون باشه 8-> 8-> بله خیلی ها از دیالوگ توی ترانه هاشون استفاده کردن و خواهند کرد واین اصلا اتفاق جدید و عجیبی نیست که بشه منحصر به فرد خاصی دونستش. من ازاین سبک جدید خیلی چیزا یاد گرفتم ومی دونم شروع اتفاقات بسیار خوبی توی ترانه هام خواهد بود انشاءالله حتما هم توی تجربه های بعدیم از آموخته هام استفاده می کنم. 8-> ممنونم که درکمال صداقت نظرتو گفتی عزیزم. قطعا برام محترمه. ممنونم از حضـــور مهـــربونت دوست خوبم @};- @};- @};- @};- ((روزگـــارتـــان بی دورنــــگی))
  • سلام خانوم غفوریان این کار به عنوان یه تجربه جالب بود @};- شروع کار دوازده هجایی اما مصرعهای بعد چهارده هجا داره و گویش این کار اگه اشتباه نکنم نه کاملن مشهدی بود نه لهجه ی تهرانی رو داشت یعنی من بین این دو سرگردون شدم البته فایل صوتی تون رو هم نتونستم گوش کنم. بعضی قسمتها هم کمی روو و شعاری میشه (اوجا نمی خواد لنگ یارانه ت بمونی و/ دلناگرون قسط وام دخترت باشی/ داروت یه مقداری گرون هست اما با بیمه/ امیدوارم جسارت منو ببخشید @};- @};- @};- در ضمن خیلی علاقه مندم این کارو گوش کنم لطفن راهنماییم کنید @};- @};- @};-
    • سلام آقای عباسی گرامی آفریـــن بر دقت شمـــا =D> =D> مصــرع اول ترانه یک هجا از باقی مصرع ها کم تر داره :-) مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع این لهجه همونطور که قبلن هم عرض کردم یک لهجه ی ترکیبی بود و به خاطر شخصیت خاکستری کاراکتر اصلی سعیم براین بود که دقیقن شبیه هیچ لهجه ای نباشه . البته شما حق دارید چون توی نسخه ی مکتوب اصلا گویش خاصی مشخص نیست. درمورد شعاری شدن اون بندها هم باهتون موافقم در کل این ترانه به خاطر هدفی که دلیل خلق بود، بیشتر از شعریت بر محور داستان می چرخه :-) برای گوش دادن فایل صوتی لطفا لینک رو کپی کنید و دریک صفحه ی جدید بازش کنید و بعد از وارد شدن به سایت فایل صوتی رو دانلود کنید اگر موفق نشدید براتون ایمیل می کنم. :-) ممنونم از حضــور ارزشمنـــد و راهـــنمایی شمـــا @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((هـــرآنـــچــه نامـــش خوشـــبخــتی است نصیـــبـــتان))
  • سلاممممممم عزیزم.خیلی خوبه .یه ترانه ی فولکلوریک.و دلنشین .حتمن گوش می کنم حیف که الان نمیشه :-S. .قربونت برم سادگیش رو خیلی دوست داشتم . =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};-
    • سلام فریــــبا بانوی گلـــم :-x :-x :-x :-x خوشحالم که دلنوشــته ی ساده ی من به دلت نشسته عزییییییزم :-) شانــس بزرگی آوردی که نمی تونی فایل صوتی رو گوش بدی وگرنه کلن از ایران فرااااار می کردی ;)) ;)) ممنونم از همـــدلی همیشگیت دوست مهـــربون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((خوشــــبخـــتی نصیـــبتان))
  • سلام بانو مثل اینکه تو این ترانه همه حرف واسه گفتن دارن یه کار زیبا و متفاوت ازتون خوندم و عالی بود عالی لایک @};- @};- @};-
    • سلام آقای یاری گرامی یک اصل نانوشته بین اهل هنر وجود داره که میگه وقتی کسی به خاطر نقد اثر تو وقت زیادی میذاره، یعنی کار خیلی مهمی انجام دادی :-) 8-> ممنونم از همراهی ومحبّت همیـــشگی شمــا @};- @};- @};- @};- ((لبــــخـــنـــدهایـــتان حقیــــقی))
  • سلام خانوم غفوریان ((شعرتون)) رو خوندم و خب داستان خوبی داشت.اندیشه ی خوبی پشتش بود.با پایان داستان خیلی مخالف بودم.یجوری انگار میخواست مخاطب هرچی رو که دلش میخواد تو پایان کار بذاره.آخرش کشته شد؟!نشد؟! من دوس نداشتم و البته نظرم کاملن شخصیه. در مورد پی نوشت هم که ای کاش توضیح نمیدادین که تو چه سبکی کار کردین چون مخاطب این یه ذره رو میفهمه دیگه :-) اما این کار و این سبک در نوشتن ذهن همه رو به سمت دوستی میبره که من تو این سایت یه همچین دیالوگایی رو ازشون خوندم.(که به شخصه نمیپسندم)این کاری که از شما خوندم هم به لحاظ محتوایی و داستانی و هم به لحاظ درگیر کردن مخاطب و تصویر سازی به نسبت از کارای این دوستمون ضعیفتر بود.خوبه تجربه های جدید و من این کار رو میپسندم.اما به شزطی که اگه حتی ضعیفم باشه ولی تازه باشه که متأسفانه اینطور نیست @};- یه پیشنهاد دوستانه و البته نظر شخصی:شما تو سبک خودتون بنویسید حتمن موفق تر خواهید بود.اسم نمیبرم اما میشناسم یکی از بچه های سایت رو که همون قلم قبلی شما رو خیلی دوس داره هرچند معتقده که شاعرانگیش به ترانگیش میچربه. امیدوارم جسارت حقیر رو به بزرگی خودتون ببخشید دوست عزیز :) موفق باشید @};-
    • سلام آقای معظمی خوشحالم که دوباره مهمان محلفم شدید :-) پایانه ی داستان اونقدرا هم باز نیست هااااا شاید علت نامفهوم بودنش بیش از حد محدودیت امکانات من در تهیه ی نسخه ی اولیه ی فایل صوتی بود. :"> انشاءالله بعداز ضبط و اجــرای کامل نمایش فایل صوتی کامل رو دراختیار دوستان قرار میدم تا ابهامات احتمالی رفع بشه 8-&GT; توضیح پی نوشت توضیح علت قرار دادن فایل صوتیه نه ترانه من فقط اشاره کردم که تجربه ی با گویش نوشتن ترانه برام تمرین دلنشینی بود وگمان نمی کنم این توضیح ترانه و حشو محسوب بشه. :-) کاش اسامی رو شطرنجی نمی کردید تا ابهامی به وجود نیاد اما نوشتن شعرو ترانه به صورت دیالوگتیک اصلا اتفاق جدید و کم نظری در عالم شعر نیست از زمان رودکی دیالوگ در اشعار بسیاری از شاعران مثل اسدی طوسی، سعدی، نظامی مولانا، وجود داشته در بین آثار شاعران معاصرهم که خصوصا از دوره ی پروین به بعد به شدت مورد استقبال بوده و به قدری استفاده ازش مرسومه که منحصر دونستنش به شخص خاصی مثل اینه که بگیم فلان رکن وزنی فقط متعلق به فلان شخصه و نوشتن براساس اون رونویسی به حساب میاد :-)) :-)) خود من هم پیش ازاین چه در داستان چه شعر وچه ترانه از شیوه ی دیالوگ محوری استفاده کردم و خواهم کرد. :-) درمورد مقایسه تون هم فکر می کنم باید این اصل ثابت شده رو مد نظر قرار می دادید که: قیــاس باطل است :-) بنده دراین یک سالی که ترانه می نویسم مدام مشغول تمرین بودم و هستم و هنوز به سبک خاصی دست پیدا نکردم که شما به ادامه دادنش تشویقم می کنید. :-) زیر این سقف مجازی دوام حضور ما فقط بستگی به بودن خودمون داره، هر کدوم از ما هرچقدرهم که پر طرفدار به نظر برسیم اگه فقط توی یکی دو آپ اثر و نظری نذاریم به سرعت از یاد خواهیم رفت :< پس فکر نمی کنم کسی وجود داشته باشه که آثار من رو انقدر بشناسه و دوست بداره که بعد از نبودنش هم همچنان طرفدار شکل خاصی از قلمم باشه اگر هم چنین کسی وجود داشته باشه قطعا خودش میتونه حضور ونظرشو اثبات کنه تا باهم درموردش حرف بزنیم :-) ممنونم از تلاش و انرژِی ای که صرف کردید. @};- @};- ((دانـــا باشیـــد))
  • سلام و درود فراوان حمیده بانوی خوب و عزیزم... @};- اول از همه تبریک میگم بخاطر شجاعت در انتخاب سبک جدید و وارد شدن در دنیایی متفاوت از دنیای ترانه های قبلی تون...آفرین =D> =D> زیبا بود بانو...استفاده از بازی زبانی عالی...تصاویر خوب بیا ن شده وغیره.... اما بنده با اجازه تون چند نکته رو خدمتتون عرض میکنم امیدوارم از بنده هیچگونه برداشت سوء نشه ... @};- اوجا نه جیــغ هست، نه زنــدونی، نه آژیـــری اصــلا دروغ و ظلـــم و نامـــردی نمی بیــنی! بانوی گل ...ارتباط این بیت با ابیات پیش چی می تونه باشه؟؟؟بدون هیچ پیش زمینه ای رفتی سراغ زندون و آژیر و...از اول ترانه زنی ساده شهرستانی رو با گویش محلی به تصویر کشیدی که داره از تموم بودن کارش به دکتر میگه اما یهو چرا اژیر و زندون و جیغ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دربــون گـــور ساکــتِ نون آورت باشــی!>>>> این قسمت ضعیفه و نیاز به پرداخت داشته ...سه نیم مصرع قبلی عالی بیان شده اما آخریش که باید همیشه قویتریش باشه متاسفانه ضعیف گفته شده.... دکــتر! نمی دونی چه دردی داره تنهایی وقــتی یه عمـــری مثــل سگ می ترسی از سایه ت!!!>>>این هم همینطور عزیزم...بیت اولت خیلی خوب بود ولی این بیت کمرنگش کردهازاین به بعد بایـــد یه کم پرهیــ(ز) کنی مــــادر سیـــگــار و و داد و اســـترس واست خطر داره>>>>اینجا هم خوب ننشسته و کامل نیست...سیگار و استرس خوبه ولی داد نامفهومه....منظورت داد زدنه دیگه؟؟؟؟ تنــها شنــاسُم توو دلِ غربـــت شمایی و بایــد تِمـــومه ارثُ مه دســـت تــو بسپـــارُم! ….. .... تیــغی که مُــو هرشــب با اشکـــُم صیقــلش دادُم امــشــب توو قلـــب قاتـــل بچـــّه م فــرو میشه!!! ..... این دوبیت از دوبند مختلف انتخاب شد که توو اولی فرمودی رثمو دست شما می سپارم و در دومی توو قلب شما که قاتل بچه می فرو میشه ( ارثی به نام خنجر)...این دو تصویر همدیگه رو نقض کردن بانوی من...ارث رو دست کسی می سپارن که معمولا بهش اعتماد و اطمینان هست شاید اگر میگفتی ارث رو به قلبت می سپارم بیشتر با تصویر دومت همخوانی داشت.... حــالا قصــاصــت می کُنُم ویــــروس نامـــردی!!...این قسمت هم متاسفانه ویرووس نامردی تصویر زیبایی نیست..تازه هست اما زیبا نیست... سیـــگــار و و داد و اســـترس واست خطر داره ... گفــتی بِرام سیـــگـار و درد و غم ضــرر داره؟! دکتر فرموده بودن " سیگار و داد و استرس" نه "سیگار و درد و غم" ...وقتی خودتون توو ترانه جایی یه تصویر می سازید چند بند پایینتر نقضش نکن بانوی گلم...سعی کن تاییدش کنی ...که همه متوجه این موضوع خواهند شد ... و نکته دوم در رابطه با همین نیم مصرع اخیر...بازهم کلمه درد گزینش جالبی نیست...منظورت از درد با اومدن غم یه یقین درد روحی هستش که در ارتباط با ضرر داشتن اصلا تناسب معنایی خوبی نداره...و شخصا معتقدم بجای درد دراین مصرع و داد در مصرع بالایی که عرض کردم باید واژه دیگری انتخاب می فرمودید... و اینکه ترانه رو خوب تموم نکردی ...و معلوم نکردی خنجر به قلب دکتر فرو رفت...اگر رفت چرا " دکتر خدا خیرت بده"؟؟؟؟؟؟؟ در هر صورت بانوی خوب و مهربان ...در کل چند نکته رو عرض میکنم...این ترانه دیالوگ گونه با اینکه طولانی بود اما نتونسته بودید انسجام و استحکام لازم رو برای خلق یک تصویر واحد در اون حفظ کنید...ترانه شما دوترانه مجزا از هم بود که با دو تصویر متفاوت روبه رو بودیم...یکی بیماری زنی شهرستانی با گویش خاص و دیگری کشته شدن بچه زنی توو تصادف و قصد انتقام مادر از قاتل... این ترانه رو کاش دو ترانه می کردی و توو هر کدوم با پرداخت بهتر و انسجام طولی ابیات و همچنین گزینش مناسبترین واژه به جای بعضی کلمات مستعمل ...دو اثر مجزا خلق میکردی... و در آخر اینکه ترانه شما فاقد تصاویر هنری بود...و فقط نمایشنامه گونه ای بود از زبان بیمار ...و احیانا دکتر... با زهم از شما استدعا دارم بانوی مهربان که از بنده لطفا به هیچ وجه به دل نگیرید چون اولین تجربه شما دراین سبک بود سعی کردم نقاط ضعف رو بیشتر ببینم تا کار بعدی با همین سیاق به تناسب بهتر ازین باشه که قطعا هم همین طور خواهد بود... @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- سرت سبز و رخت سرخ و دلت شاد
    • سلام مهــیای عزیز چه عججججججب بانوووو :-) دیگه کم کم داشتم فکر می کردم از یه اتفاقی به بعد با ترانه های من قهر کردی :-? همونطور که قبلا هم گفتم اینکه برای تحلیل ترانه های دوستان و از ظن خودت یار احساس شون شدن این همه زمان میذاری بسیار قابل تحسینه دوست من . =D> =D> وانشاءالله تبلوور این همه نکته سنجی و سخت گیریت در ترانه های دیگر دوستان به زودی توی ترانه های خودتم دیده میشه 8-> 8-> توی نکاتی که مطرح کردی قطعا جای بحث وجود داره ولی من تشریح و تحلیل این نکات رو به عهده ی خود ترانه گذاشتم پس امیدوارم در مناظره ی بعدیت با ترانه به پاسخ بعضی از سوالات برسی دوستم :-) 8-> ممنونم از همراهی و انرژی و وقتی که گذاشتی @};- @};- ((بردباری نصیــبـــتان))
      • نخیر بانوی گل و مهربان...چرا قهر؟؟؟؟ در مذهب ما کافریست رنجیدن...عزیزمی... اما در رابطه با نکته ای که فرمودی ...بنده در ترانه سرایی هنوز کودک کمسال دبستانی ام...و اگر جسارت میکنم پای ترانه بزرگی چیزی می نویسم تنها نظر شخصیمه و چیزی است که می بینم هرچند شاید درست و علمی نباشد عزیزم...اما خب بنده با توجه به تخصصم در ادبیات نکاتی کوچک را خدمت بزرگواران عرض میکنم...بدون هیچگونه قصد شخصی یا هر مسئله دیگر.... با زهم ممنونم از شما شاعره بانوی بزرگوار... روزگار به کامت @};- @};- @};- @};-
      • من هم برای وقت و تاملی که می کنی ارزش خیلی زیادی قائلم عزیزم. :-x :-x اگرهم کسی نظراتت رو نپذیره و مغرضانه و از روی بی دانشی بدوندش شما رسالت خودتو انجام دادی مهم اینه. :-) ((شـــادباشیــــد))
      • راستی حمیده گلم...یادم رفت عرض کنم این روزها دیگه همه از ظن خود یار کسی میشن...کسی نیست که از درونت اسرارت را بجوید ...و چه بسا این وسط قلبی...احساسی...عشقی...دانشی...ادبی...قربانی کوته فکری چند سطحی نگر خواهد شد که برخود وصله دانایی و دانش افروزی چسبانده اند ناجور...این است حکایت این روزها خواهر درد آشنای خوبم...این روزها دیگر نباید دنبال کسی باشی که ازدیدنش شادی فزاید...هرچه هست غم افزای ملال انگیز است...درد دلی بود با تو از دنیای مجازی که همه چند صباحی گرداگرد این طبق شیرینی نشسته و ازین خوان حلوایی تناول میکنیم...پس چقدر خوب که دهان شیرین و روح پاک و قلب صاف کنیم و اوقات خود و همسایه به تلخی نگذاریم... همیشه مهرتان فزاینده باد...
      • مهـــیای گلـــم دانش وهنر واقعی زوال ناپذیره، شاید برای مدتی کتمان بشه اما امکان نداره برای ابد خاموشش کرد . همونطور که فردوسی و اخوان و خیلی های دیگه رو در زمان حیات باور نکردن اما بعد از مرگشون کشف شدن :< با این حرفت که گفتی: دیگه نباید از کسی انتظار شــادی آرامش بخشیدن به خارمون رو داشته باشیم، موافقم اما جستجو گر واقعی که باشی می تونی ازبین گل و لای هم یاقـــوت بیرون بکشی. شاید ما هنوز جستجو گرای خوبی نیستیم :-) توی این محفل مجازی و این سفره ی بزرگ حلوا و شیری نی وجود نداره که بخوایم چند صباحی مگس گردش باشیم هرچی هست فقط احساسه و ما هم مهمون احساس هم هستیم پس دلیلی برای طمع خام نمی مونه و هرکس به اندازه ی ظرف خودش ازاین سفره برمی داره عزیزم :-) همیشه هستن کسانی که اوقاتمون و روابمون رو تلخ میخوان این ماییم که باید نیت و دلمون انقدر صاف باشه که جز صمیمیت و یکرنگی ازهم نگیریم و به هم نبخشیم. 8-> 8-> انشاءالله عاملی که باعث رنجش خاطرت شده زودتر رفع بشه گلم. :-) ((آرامــــش نصیــــبـــتان))
  • سلام گرم حضور محبوبه سادات خانوم :-x اول اون خنجر و قایمش کن ..زبون ما بند نیاد..! خب .. حالا شد. عرضم به حضور شما که ..اون یه نوبتی که نبودی .. در بروز رسانی ..ترانه نذاشتی ..ما گفتیم چه شده ..چه نشده ..! محبوبه خانوم چرا نیست..؟؟؟؟؟ حالا فهمیدیم ماجرا چه بوده..خوبم فهمیدیم ..تا ما با اون زبلی مون فهمیدیم شما چطوری محبوب بلکمم محبوترین ها شدی.. شما اون شگردو ..همچین دوست بفهمه (که خود من باشم) دشمن نفهمه ..مثل همین خنجره که الان گذاشتی کنار .. یواش گذاشتی کنار ..رفتی سراغ یه مِتُد دیگه برای محبوبیت .. گفتی خشونتو که این آزاده ی ناقلا فهمید ..فردا میره خودشم نتونست میده براش خشن مینویسند بعد به اسم خودش میذاره توو سایت محبوب میشه .. برم سراغ یه شگرد دیگه ..!!! نگو نفهمیدم..خوبم فهمیدم..گر برسرخاشاک یکی پشه بجنبد/جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست..!!! دیدی حالا..!!! رفتی ..لهجه هَه رو کشون کشون آوردی ریختی توو پاتیل ترانه ..این معجونو تحویل جماعت دادی .. هی بخونن ..هی بگن به به ..خودتم بری رو اون قله ی محبوبیت ..اول ستون محبوبیت بشینی ..هارهار بخندی..! دیدی هر کار بکنی ..ما میفهمیم ..در ضمن افشاگری هم میکنیم..؟؟؟؟!!!!!!! خب ..این از شوخیمون .. حالا جدی مون که به هیچ وجه هم شوخی نیست : بسیار عالی بود و صدای لطیفتونم به تن ترانه نشسته بود.آفرین ..لذت بردم. @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x
    • سلام آزاده بانوی همیشه بلیغ و همیــشه مهـــربان :-x :-x :-x :-x بنده اگر روزی کارخونه ی اسلحه سازی هم احداث کنم یقین بدونید از لوله ی تانک و تفنگهای کارخونه ی من برای دوستان مهربونی مثل شما گل به جای گلوله بیرون میاد :-x :-x نه آزاده بانو دلیل نبودنم تمهید تغییر فرم ترانه هام نبود :< حقیقتش این روزها یه کمی روزهای خوبی برام نیست و کمی کسالت هم با این تلخی دست به دست هم داده بود که ترانه ای برای آکادمی ارسال کنم : ولی دیگه در حدّ تاکتیک و فن جدید برای محبوب شدن نیست به خـــدا :"> :"> من همین که یک اپسیلون جا در قلب مهربون هم ترانه ها داشته باشم از سرمم زیاده ،عاج نشینی و در صدر بودن شایسته ی بانوی اهل دلی مثل شماست بعدشم خودتون فرمودیدن : گر برسر خاشاک ... پس آسمان ها مقر فرماندئهی شماست بنده هم انگزیر اون پشه هه هستم دیگه ;)) ;)) خوشحالم که صدا و دلنوشته ی ساده ی من به گوش و چشم شما انقدر زیبا نشسته :-) ممنونم از همراهی دلگرم کننده تون بانووو @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- (( لبخـــنــد باران باشیــــد))
  • سلام بانو ترانه رو اول چون نتونستم درست بخونم چندان روم اثر نذاشت اما فایل صوتی رو با اجرای زیبا واقعا و به حق زیبای شما که گوش دادم مو به تنم راست شد خانم شما بمب احساس استعداد و ابتکارید نمیدونم چی بگم اصلا حس و حالم یه جور خاصی شده میرم که یک بار دیگ هم گوش بدم به داستان شما :< @};- @};- @};-
    • سلام آقای باوقـــار گرامی این ترانه به پیشنهاد یکی از دوستان خوبم وبرای یک نمایش رادیویی سروده شد، تصمیم نداشتم تا زمان اجرای کامل نمایش فایل صوتی رو در آکادمی قرار بدم اما چون با خوانش فضا و حس کار به سختی به مخاطب منتقل میشد ناچار شدم این کارو کمی با شتاب انجام بدم :"> :"> خوشحالم که دلنوشته ی من رو با قلبتون لمس کردید. :-) ممنونم از همـــراهی مهــــربان شمــا @};- @};- @};- @};- ((بهـــتریـــن ها نصیـــبتان))
  • هنر نزد خانم سیده بانو است بس .. فایلش داره دانلود میشه .. یه لحظه صب.. خوب تموم شد .. بسم الله .... ازاین به بعد بایـــد یه کم پرهیــ(ز) کنی مــــادر سیـــگــار و و داد و اســـترس واست خطر داره (( فایل صوتی : مشروب و دود و استرس .... 8-> 8-> :-/ ) حتــما غــذاهای مقــوّی تر بخــور هــرروز ورزش کنی، توو روحــیه ت خیــلی اثر داره سهــم مــُو از دنیـــا فقــط ای خنجـــره دکـــتر! اییی خنجــری بیـــســت ساله توی آتیـــشه تیــغی که مُــو هرشــب با اشکـــُم صیقــلش دادُم امــشــب توو قلـــب قاتـــل بچـــّه م فــرو میشه!!! ( فایل صوتی : حالا تو قلب .... )) درود .. صدایی بسیار گرم و دلنشین .. همیشه نفستون گرم .. خونه قلبتون شادآباد باشه .. قلمتون نویسا @};- @};- @};- @};-
    • سلام آقای خزایی گرامی نظر لطف شماست :"> :"> اومدین ترانه بخونید یا مچ بگیرید ;)) ;)) اون مورد اول که اشاره کردید ممیزی خورد مورد دوم هم موقع تایپ تغییر کرد. انشاءالله بعداز اجرای کامل فایل درست رو توی آکادمی قرار میدم. :-) ممنونم که مثل همیشه با یکرنگی و محبّت درکنار ترانه های من هستید . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((خوشبخـــتی دوجهـــان نصیـــبــتان))
      • اختیار دارید سیده بانو .. ما چه به مچ گیری .. [-( [-( خوب نظرمو گفتم .. .. [-( [-( :-S :-/ :-/ =((
  • سلام باید رفت و شنید و یرگشت وگفت @};- @};- @};-
  • سلام حمییییده جونم. =D> =D> =D> =D> =D> یعنی تابه حال اینققققققققدر لذت نبرده بودم از خوندن وشنیدن یه کار،واقعن میگما. چقدر جالب بود برام،منم امیدوارم یشروع خوب واسه اتفاقای خوب توو دنیای ترانست واست بانو. =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> حمیده لهجه ی کدوم شهر بود؟مشهدی بود؟ لایک به این کار زیبا وصدای زیبات. خیلی خوشم اومد.ان شالا حالت همیشه خوب باشه. :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام فریـــبای مهـــربون ونازنیـــنم :-x :-x :-x :-x چقققققققدر خوشحــالم که این تجربه ی جدید من توی ترانه به دلـت نشسته گلــم :-) :-) قبلن شعر و داستان صد درصد دیالوگ محور نوشته بودم اما توی ترانه برام تجربه ی تازه ودلنشینی بود که خیلی قابلیتهای جدید ترانه رو نشونم داد . انشاءالله بازهم توو این سبک با شیوه های جدیدتر تمرین می کنم. 8-> 8-> نه عزیزم لهجه مشهدی نبود شاید توش یه رگه هایی از لهجه ی مشهدی داشته باشه اما من سعی کردم یه گویش ترکیبی دربیارم. :"> ;)) ممنونم که همیشه انقــدر مهربون و بی آلایش درکنارم هستی عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((رســـتـــگــاری نصیـــبـــتان))
  • دوم @};- @};- :-x
  • نمیذارم این دفعه خودتون اول شید ;)) ;)) ...... وااااااااااااااااااااااای حمیییییییده بانو اول جلو احساساتمو نمیتونم بگیرم بگممممم که بعد از خوندنو شنیدن صدای زیباتون بی نهایت عاشقتون شدمممممم :-x :-x :-x البته بودما به قول الهه بیشتر ترتر =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> مادر جان شما چقد برا بازیگری خوبین مسئولین تورو خدا نذارین ای استعداد هدر بره حیفه به خداااااا :-? ;)) چقد شیرین لهجه مشهدی و گفتین ....... حمیده بانو ی گل و گلاب خودٌم : باید بگم کا کار بسیار خوبی رو شروع کردید و خیلی عالیه امیدوارم موفق موفق باشید دراین راه راستی منم جزو بازیگراتون میتونید اضافه کنیدا ;)) ;)) انقد ذوق کردم که نمیدونمدیگه چی بگم احسنت بانو =D> =D> فقط جسارتا من اینجاشو نفهمیدم یعنی نگرفتم چی شد بذارین به حساب ضریب هوشیم : :"> :"> مــُو مـــادر اووو (اون) بچــّه ای هستُم که یک روزی توو مســـتی زیــر چرخ مــاشیــنت لهــش کردی حــتــّی نمــوندی تا ببیــنی چی سِرش اومـــد؟! حــالا قصــاصــت می کُنُم ویــــروس نامـــردی!!! :-? :-? وااااای چقد حرف زدم :-S :-S :-S به قول خودتون "بهشت نصیبتان "
    • سلام فریبای مهـــربون و گلـــم :-x :-x خوشحالم که به این دلنوشته ی منم مثل همیشه انقـــدر لطف داری عزیزم. :-) :-) اتفاقا این لهجه اصلا مشهدی نیستااااا چون کاراکتر اصلی تقریبا منفی بود سعی کردم لهجه رو به شکلی دربیارم که مختص هیچ منطقه و شهری نباشه، تا خــدایی نکرده به کسی برنخوره . :-) البته من خیلی با گویشهای مختلف آشنایی ندارم و قبلا فقط توو یکی دوتا از داستانام از گویش استفاده کردم برای همین میدونم قطعا ایراداتی به لهجه ی ترانه و بیشتر ازاین به دکلمه ی من وارده. :"> :"> استعداد بازیگری هم اصلا ندارم ولی خوب یه مدتی تئاتر کار کردم و اگه یه نموره حس گرفتنو بلدم به خاطر تجربه ی تئاتره :"> اون بندی که اشاره کردی کلیدی ترین بند ترانه س که تمام قصه اونجا مشخص میشه اگه یکی دوبار دیگه ترانه رو بخونی حتما متوجه میشی عزیزم البته ممکنه ضعف از من باشه :"> ممنونم که مثل همیشه با یه کوله بار از محبت و صفا همراهم هستی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- ((بهـــشـــتی باشیــــد))