کابوس بیداری

چرا میسوزمو سردی دروغات جنس آتیشه
منو خاکستری کردی بمیرم باورت میشه
منی که برده ام از یاد چرا از عشق بیزارم
یه بوسه روبه روی باد اسیر دست دیوارم
تو اون آهنگ بیماری تو چشم خیس گیتارم
همون کابوس بیداری که خیلی دوستش دارم
تو یکجور اعتیادی که باید ترکش کنم ساده
یه موجود زیادی که دیگه از چشمم افتاده
فراموشت کنم باید تو که کردی فراموشم
تو چشمام جابشی شاید نگاهت رونمی پوشم
نمیزارم که برگردی به رویایی که یخ بسته
چقدر آشوبوخونسردی چقدر سرحالیوخسته
عجیبی شکل افسانه تو تار یخ زمستونی
به خودسوزی پروانه شبیهی مثل زندونی
حواس من رو دزدیدی ولی آزاد میگردی
تو خوشبختیمو بلعیدی تویی که سهمم از دردی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: