تو حق داری ..

تو حق داری به من مشکوک باشی

همیشه حسمو کتمان کردم

منو به هر کسی ترجیح دادی

تو رو با هر کسی یکسان کردم

تو به مردی علاقه مند بودی

که بتترین شب عمر تو رو ساخت

همون شب که بهت حلقتو پس داد

جلو چشمت یه حلقه دیگه انداخت

تو حق داری که بعد رفتن من

ازم ناراضیو دلسرد باشی

بهت بد کردمو میفهمم امروز

تو حق داری که با من بد باشی

یه روزایی میخواستم بت بگم که

ته قلبم یه احساسی بهت هس

ولی هر بار قانع میشدم باز

غرورم راه اقرارم رو میبس

من هیج وخ تو چشات خیره نموندم

که احساسم رو تو چشمام بخونی

من حتی با خودم صادق نبودم

تو حق داری که پای من نمونی

حسودیم میشه از یاد تو رفتم

ولی من اینهمه نامرد نیستم

نمیخوام نقطه ی ضعف ِ تو باشم

من اونی که تو رو رد کرد نیستم

خودم رفتم و حالا مطمئنم

که تقدیرو نباید سرزنش کرد

خودم تقدیرو از تو دور کردم

چه جوری میشه بیتو بهترش کرد

دلم راهی به قلب تو نداره

نمونده راه جبرانی برا من

ولی سخته بدون تو گذشتن

از این اوضاع بحرانی برا من

حالا این حسرت بی حد و مرزو

تحمل میکنم چون حقم اینه

باید از عشق تو رد شم دوباره

نمیخوام زندگیت لطمه ببینه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: